«چرا؟»ی بیپایان
روز دانشآموزِ منابع انسانی، روزی است که «چرا؟»ی کارمند تازهوارد بیادبی به حساب نمیآید. کسی که میپرسد چرا این فرم سه امضا میخواهد، شاید فرایندی را نجات بدهد که همه به آن عادت کردهاند. کنجکاوی را باید مثل یک شایستگی دید و پاداش داد، نه مثل دردسری که باید زود خاموشش کرد.
تختهپاککن
روز دانشآموزِ منابع انسانی، روزی است که تختهپاککن کنار تخته آویزان است. اشتباه روی تخته نوشته میشود، دیده میشود، پاک میشود و درس ادامه پیدا میکند. سازمانی که هر خطا را در پرونده حک میکند، آدمهایش را به نوشتن با خودکار و ننوشتن هیچ چیز تازه عادت میدهد.
خودکار قرمز
روز دانشآموزِ منابع انسانی، روزی است که خودکار قرمز فقط غلطها را خط نمیزند. معلمی که کنار دیکته نوشت «این کلمه سخت را درست نوشتی»، بیشتر از ده خط قرمز یاد داد. بازخوردی که فقط ایراد را میبیند، به آدمها یاد میدهد کمتر بنویسند تا کمتر غلط داشته باشند.
نیمکت دونفره
روز دانشآموزِ منابع انسانی، روزی است که همنیمکتیها از هم یاد میگیرند. بیشتر آنچه در مدرسه آموختیم، از بغلدستیمان بود که مسئله را به زبان خودمان توضیح میداد. یادگیری همتابههمتا، جلسههای کوتاه «به من نشانش بده» و جفت شدن دو همکار با مهارتهای متفاوت، ارزانترین دوره آموزشی سازمان است.
کارنامه توصیفی
روز دانشآموزِ منابع انسانی، روزی است که کارنامه فقط عدد و رتبه نیست. کارنامه توصیفی میگوید کودک کجا بود و کجا رسید، نه اینکه نفر چندم کلاس شد. ارزیابی عملکردی که رشد هر نفر را با دیروز خودش میسنجد، کنجکاوی را زنده نگه میدارد؛ رتبهبندی اجباری فقط رقابت بر سر نمره را.
سؤال خارج از کتاب
روز دانشآموزِ منابع انسانی، روزی است که سؤال خارج از کتاب جرم نیست. کارشناس مالی که درباره تحلیل داده کنجکاو است، یا تکنسینی که میخواهد بداند مشتری چه میگوید، از شرح شغلش بیرون زده است. سازمانی که این کنجکاوی را به پروژهای کوچک یا گردش شغلی تبدیل کند، استعدادهایش را از درون پیدا میکند.
موضوع انشا
روز دانشآموزِ منابع انسانی، روزی است که موضوع انشا همیشه «علم بهتر است یا ثروت» نیست. وقتی خود آدم موضوعش را انتخاب کند، نوشتن از تکلیف به کشف تبدیل میشود. برنامه یادگیریای که کارمند در آن سهم انتخاب دارد، از هر تقویم آموزشی از پیش چیدهشدهای جدیتر گرفته میشود.
کیف سنگین
روز دانشآموزِ منابع انسانی، روزی است که کیف مدرسه آنقدر سنگین نیست که شانه را خم کند. ده دوره پشتسرهم در یک فصل، بیشتر از آنکه یاد بدهد، خسته میکند و فراموش میشود. یک مهارت، چند هفته تمرین و یک گفتوگوی پیگیری با مدیر، از کولهباری از گواهینامه بیشتر میماند.
اردوی علمی
روز دانشآموزِ منابع انسانی، روزی است که کلاس گاهی به اردو میرود. کارمند دفتر مرکزی که یک روز را در خط تولید یا کنار تلفن پشتیبانی بگذراند، چیزهایی میبیند که هیچ گزارشی نشانش نمیداد. سایهبهسایه شدن با همکاران واحدهای دیگر، یادگیری را از کتاب به میدان میبرد.
معلم روی نیمکت
روز دانشآموزِ منابع انسانی، روزی است که معلم هم گاهی روی نیمکت مینشیند. مدیری که از جوانترین عضو تیمش ابزاری تازه یاد میگیرد و این را پنهان نمیکند، به همه اجازه میدهد دانشآموز بمانند. مدیر خوب پیش از آنکه پاسخ بدهد، دانشآموزی است که بلد است بپرسد.
و دانشآموز بودن سن ندارد؛ کافی است فردا صبح کسی در سازمان بپرسد «چرا؟» و کسی هم حوصله شنیدنش را داشته باشد.
نخستین دیدگاه را شما بنویسید