ارتز و پروتز
Orthotics and Prosthetics · کارشناسی پیوسته، ۴ سال
جایی که مکانیک و پزشکی کنار هم مینشینند تا یک نفر دوباره راه برود.
چیستی
ارتز و پروتز رشته طراحی، ساخت و تنظیم وسایلی است که بدن را یاری میدهند یا جای بخشی از آن را میگیرند. پروتز اندام ازدسترفته را جایگزین میکند، مثل پای مصنوعی پس از قطع عضو، و ارتز اندام موجود را نگه میدارد یا اصلاح میکند، مثل کفی طبی، بریس زانو، اسپلینت دست یا کرست ستون فقرات. دانشجو آناتومی، بیومکانیک و راه رفتن را با کار کارگاهی روی پلاستیک، کامپوزیت و فلز ترکیب میکند. فرقش با فیزیوتراپی این است که درمان او از راه یک وسیله ساختهشده و دقیق تنظیمشده انجام میشود، نه تمرین و دستگاههای درمانی.
چرایی
ایران جانبازان قطع عضو، آسیبدیدگان تصادفات رانندگی و حوادث کار، بیماران دیابتی با قطع پا و کودکان دچار فلج مغزی و اسکولیوز کم ندارد. کیفیت یک پروتز یا ارتز تعیین میکند این آدمها به کار و مدرسه برگردند یا خانهنشین شوند. نیاز به متخصصی که وسیله را دقیقاً برای بدن همان فرد بسازد، با سالمندی جمعیت و افزایش دیابت بیشتر هم میشود.
در دفترچههای انتخاب رشته ۱۴۰۵: ۱۳ کدرشتهمحل در ۷ دانشگاه و مرکز.
درسهای شاخص
بیومکانیک، کینزیولوژی و تحلیل راه رفتن، آناتومی اندامها، مواد و فناوری ساخت در ارتز و پروتز، ارتز اندام تحتانی، ارتز ستون فقرات، ارتز اندام فوقانی، پروتز اندام تحتانی، پروتز اندام فوقانی، پاتولوژی ارتوپدی و عصبی
گرایشها و رشتههای ارشد
ارتز و پروتز (کارشناسی ارشد)، دکتری تخصصی ارتز و پروتز، مهندسی پزشکی (بیومکانیک)، علوم توانبخشی
شغلها و نقشها
متخصص ساخت و تنظیم پروتز، متخصص ارتز و کفی طبی، کارشناس کارگاه ارتوپدی فنی، کارشناس اسکن و طراحی دیجیتال وسایل ارتوپدی، کارشناس فنی شرکتهای واردکننده قطعات پروتز، مؤسس کارگاه یا مرکز ارتز و پروتز
نردبان شغلی
کارشناس کارگاه ارتز و پروتز ← متخصص ارتز و پروتز ← متخصص ارشد یا کارشناس طراحی دیجیتال ← مؤسس مرکز ارتز و پروتز یا عضو هیئت علمی
رشتههای نزدیک
دایرکتوری رشتههای دانشگاهی
۲۳۹ رشته؛ هر کدام با چیستی، چرایی، درسها، مسیر سالبهسال، گرایشها، شغلها و آیندهاش
انتخاب رشته یکی از اولین تصمیمهای بزرگ شغلی است. اینجا هر رشته را همانطور میبینید که یک مشاور صادق و یک کارفرما میبینند: چه چیزی یاد میگیرید، کجا سختی میکشید، بازار کار ایران چه میگوید و دانشآموختهاش در سازمان چه میکند.
همه رشتهها، خوشه به خوشه
با گروه آزمایشی، خانواده رشتهای و مقطع پالایش کنید یا رشتهها را بر پایه بازار کار، کارآفرینی و اثر هوش مصنوعی مرتب کنید. روی هر کارت بزنید تا شناسنامه کامل رشته باز شود.
برق، کامپیوتر و فناوری اطلاعات
۷ رشتهاز ترانزیستوری که صفر و یک را نگه میدارد تا اپلیکیشنی که میلیونها نفر هر روز بازش میکنند.
از نیروگاهی که شهر را روشن نگه میدارد تا تراشهای که در گوشیات سیگنال را میفهمد.
جایی که اصول مهندسی به بدن انسان میرسد؛ از دستگاه نوار قلب تا مفصل مصنوعی زانو.
رشتهای برای کسی که میخواهد فناوری را در خدمت سازمان و کسبوکار به کار بگیرد، نه فقط بسازد.
پرسش اصلیاش این نیست که چگونه برنامه بنویسیم، این است که چه چیزی اصلاً محاسبهپذیر است.
مهندسی نور: از عدسی دوربین و فیبر نوری اینترنت تا پرتویی که فلز را میبرد یا قرنیه را صاف میکند.
یاد میگیری به ماشینی چشم، تعادل و تصمیم بدهی؛ و بعد بفهمی چرا هنوز زمین میخورد.
مکانیک، هوافضا و مواد
۶ رشتههر چیزی که حرکت میکند، گرم یا سرد میشود یا زیر بار میلرزد، روزی روی میز مهندس مکانیک بوده است.
مهندسی برای جاهایی که هر گرم وزن اضافه و هر خطای کوچک، میتواند سقوط معنا بدهد.
پرسش این رشته ساده است: این قطعه از چه ساخته شود تا نشکند، زنگ نزند و ارزان بماند؟
طراح میگوید قطعه چه شکلی باشد؛ این رشته میگوید چگونه هزار بار، دقیق و ارزان ساخته شود.
برای کسی که هنوز نمیخواهد یک مهندسی را انتخاب کند، ولی میخواهد ریاضی و فیزیک همه آنها را عمیق بفهمد.
جایی که چرخدنده، مدار و کد باید با هم یک تصمیم بگیرند؛ از بازوی خط تولید تا دستگاه پزشکی.
عمران، معماری و شهرسازی
۶ رشتهرشتهای که کارش وقتی موفق است که هیچکس به آن فکر نکند: پلی که نمیلرزد، سدی که نشت نمیکند.
طراحی فضایی که آدمها در آن زندگی میکنند، و هزار محدودیت از قانون و بودجه تا نور و زلزله.
معمار یک ساختمان را میکشد؛ شهرساز تصمیم میگیرد آن ساختمان کجا، چقدر بلند و کنار چه چیزی باشد.
از دیوار به داخل: جایی که نور، جنس، مبلمان و رفتار آدمها در چند متر مربع با هم کنار میآیند.
رشتهای که به هر نقطه زمین یک نشانی دقیق میدهد؛ از پی یک برج تا مرز یک باغ.
پارک، میدان و کرانه رود را طوری طراحی میکنی که مردم بیآنکه بدانند چرا، دلشان بخواهد آنجا بمانند.
شیمی، نفت، معدن و انرژی
۸ رشتهشیمیدان در آزمایشگاه یک گرم میسازد؛ مهندس شیمی راهی میسازد که روزی هزار تن، ایمن و ارزان تولید شود.
مهندسی که مخزنی را مدیریت میکند که هرگز با چشم نمیبیند؛ چند کیلومتر زیر پای خود.
از کیسه نان تا لاستیک ماشین و رگ مصنوعی؛ همه زنجیرههاییاند که این رشته بافتنشان را یاد میدهد.
پارچهای که روی تن توست، یک محصول مهندسی است؛ از لیف تا رنگ و دوخت.
کشوری با گاز ارزان و خاموشی تابستانی، به کسی نیاز دارد که بداند هر کیلوواتساعت کجا گم میشود.
رشتهای برای کسانی که میخواهند انرژی درون هسته اتم را مهار کنند؛ برای برق، پزشکی و صنعت.
پیش از هر تیرآهن، کابل مسی و کاشی، کسی باید سنگ را پیدا کرده، کنده و غنی کرده باشد.
چشم و دست پنهان پالایشگاه؛ هزاران حسگر و شیر کنترلی که نمیگذارند فشار از مرز خطر بگذرد.
صنایع، ریل، دریا و هوانوردی
۱۲ رشتهمهندسی که ماشین نمیسازد؛ کارخانه، بیمارستان یا بانک را طوری میچیند که کمتر هدر بدهد.
شغلی که موفقیتش در خبرها دیده نمیشود: حادثهای که هرگز رخ نداد.
قطار سریع به ریل خوب نیاز دارد، ولی قطار بهموقع به جدول زمانی و برنامهریز خوب.
زیر هر قطار پرسرعت، یک سازه دقیق و بیادعا هر روز میلیونها تن بار را تحمل میکند.
مهندسی که باید صدها تن فولاد را روی دو خط باریک، ایمن و دقیق به حرکت درآورد و نگه دارد.
طراحی سازهای به اندازه یک ساختمان چندطبقه که باید روی آب شناور بماند و با موج بجنگد.
رشتهای که کلاس آخرش روی عرشه کشتی است و پایانش میتواند فرماندهی همان کشتی باشد.
قلب کشتی در موتورخانه میتپد و این رشته کسی را تربیت میکند که وسط اقیانوس آن را زنده نگه دارد.
هر پرواز سالم، امضای کسی را پشت خود دارد که شب قبل هواپیما را وارسی کرده است.
مغز و اعصاب هواپیما؛ از رادار و رادیو تا خلبان خودکار، همه در دست این مهندس است.
شغلی که در آن چند صد جان در آسمان، به صدای آرام تو در یک فرکانس رادیویی اعتماد کردهاند.
کابینی با صدها چراغ و کلید، و یک قاعده ساده: هر تصمیم باید پیش از برخاستن فکر شده باشد.
علوم پایه
۱۰ رشتهرشتهای که درباره «اثبات» است؛ جایی که درست بودن یک حرف را تا ابد میشود نشان داد.
علم تصمیم گرفتن وقتی همهچیز را نمیدانی؛ از روی یک نمونه کوچک، درباره کل جامعه حرف زدن.
پشت هر آزمون، یک سؤال پنهان هست: آیا این آزمون واقعاً همان چیزی را میسنجد که ادعا میکند؟
قیمت گذاشتن روی آینده؛ اینکه حادثهای که هنوز رخ نداده، امروز چقدر میارزد.
رشتهای که میپرسد جهان از چه ساخته شده و چرا همانطور رفتار میکند که میکند.
پلی میان آزمایشگاه فیزیک و خط تولید؛ جایی که قانون طبیعت به دستگاه تبدیل میشود.
علمی که میپرسد چرا آهن زنگ میزند ولی طلا نه، و بعد راهی میسازد که آهن هم نزند.
خواندن کتابی که صفحههایش لایههای سنگ است و جملههایش میلیونها سال پیش نوشته شده.
خلیج فارس را مثل یک بیمار پیچیده معاینه میکند: جریان، دما، شوری، نفس و تبهایش.
از انبوه عدد و رکورد، پاسخی بیرون میکشی که مدیر بتواند فردا صبح با آن تصمیم بگیرد.
علوم زیستی
۶ رشتهجایی که زندگی را تا اندازه یک رشته DNA کوچک میکنی تا بفهمی چرا سلول سرطانی دیگر گوش نمیدهد.
از قلب قورباغه تا مسیر مهاجرت درنا؛ جانور را هم زیر میکروسکوپ میبیند و هم در زیستگاهش.
گیاه نمیدود، فریاد نمیزند و فرار نمیکند؛ پس چطور در کویر لوت زنده مانده است؟
از جنگل حرا در قشم تا ماهی کیلکای خزر؛ زندگیای که زیر آب شور جریان دارد.
دنیایی که با چشم دیده نمیشود ولی ماست را میبندد، نان را ور میآورد و بیمارستان را آلوده میکند.
سلول را مثل یک کارخانه کوچک برنامهریزی میکند تا انسولین، واکسن یا آنزیم بسازد.
کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست
۱۹ رشتهچرا گوجه یک ماه در مزرعه دور ریخته میشود و ماه بعد گرانترین قلم سبد خانوار است؟
بهترین روش آبیاری دنیا اگر کشاورز به آن اعتماد نکند، فقط یک مقاله است؛ این رشته اعتماد میسازد.
پشت هر لیوان شیر و هر بسته مرغ، یک جیره دقیق، یک برنامه اصلاح نژاد و یک حساب سود و زیان هست.
از پسته رفسنجان و زعفران قائنات تا گوجه گلخانهای؛ هنر و علم تولید هر چیزی که از باغ و گلخانه میآید.
از یک دانه گندم شروع میکند و میپرسد چطور با آب کمتر، نان بیشتری از این خاک دربیاید.
پزشکی که بیمارانش حرف نمیزنند و هر کدام چند هزار همنوع دارند که یکشبه سرایت میکنند.
زیر پای همه است و کمتر کسی میداند ساختن یک بند انگشتش قرنها طول کشیده است.
در کشوری که دشتهایش فرو مینشینند، مهندسی که هر قطره را از منبع تا ریشه دنبال میکند.
پشت هر برچسب «تاریخ انقضا» یک مهندس است که حساب کرده میکروبها چقدر صبر میکنند.
کشاورزی زیر آب؛ جایی که دامها نفس کشیدنشان به اکسیژن محلول در استخر بسته است.
مدیریت موجوداتی که عمرشان از سه نسل آدم بیشتر است و تصمیم امروز را صد سال بعد نشان میدهند.
در برابر سیل، ریزگرد و بیابان، نه دیوار بتنی که گیاه، سنگچین و صبر میسازد.
رشتهای که هم پلنگ ایرانی را میشمارد و هم دودکش یک کارخانه را؛ چون هر دو سهمی از یک سرزمیناند.
شهر را با گیاهانی سبز میکند که باید کمآبی، دود و رفتوآمد را هم تاب بیاورند.
از تنه درخت تا کاغذ، امدیاف و کامپوزیت؛ رشتهای که چوب را مثل یک ماده مهندسی میبیند.
صندلیای که هم زیبا باشد، هم کمر را خسته نکند و هم در کارخانه هزارتایی تولید شود.
مهندسی که میپرسد کدام ماشین، با چه هزینهای و در چه زمانی، کار کدام دستها را در مزرعه برمیدارد.
مهندس مکانیکی که به جای خودرو، تراکتور و کمباین و سردخانه و گلخانه هوشمند طراحی میکند.
پشت هر پاکت شیر و قوطی کنسرو، دستگاهی است که باید هم دقیق کار کند و هم میکروب در آن جا نماند.
پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دامپزشکی
۴ رشتههفت سال آموختن اینکه پشت هر سرفه، تب یا درد شکم، کدام یک از دهها احتمال پنهان است.
جراحی در فضایی به اندازه یک دهان، با دقت زیر میلیمتر، روی بیماری که بیدار است و میترسد.
متخصص مولکولهایی که میان درمان و مسمومیت، فقط یک دوز فاصله دارند.
پزشکی برای بیمارانی که حرف نمیزنند، از گربه آپارتمانی تا گله ده هزار رأسی مرغداری.
پیراپزشکی، توانبخشی و بهداشت
۲۷ رشتهپزشک بیمار را ویزیت میکند و میرود؛ پرستار است که تمام شب کنار تخت میماند و اولین نفر میفهمد حال بیمار بد شده.
همراه حرفهای زن در بارداری و زایمان؛ کسی که باید مرز طبیعی و خطر را زودتر از همه ببیند.
پزشک حدس میزند، آزمایشگاه عدد میدهد؛ این رشته پشت همان عددی است که تشخیص را قطعی میکند.
درمانگری که به جای قرص و جراحی، با حرکت، دست و تمرین، بدن را دوباره به راه میاندازد.
هدفش این نیست که دست دوباره حرکت کند؛ این است که آدم دوباره بتواند خودش دکمه پیراهنش را ببندد.
کسی که میداند پشت لکنت، دیر حرف زدن یا خفگی هنگام غذا خوردن، چه سازوکاری پنهان است.
متخصص دنیایی که بیمارش آن را دیگر بهخوبی نمیشنود؛ از نوزاد یکروزه تا سالمندی که صدای نوهاش گم شده.
آدمها را دوباره به دنیای واضح برمیگرداند، با چند عدسی، یک چراغ و کلی پرسش دقیق.
جایی که مکانیک و پزشکی کنار هم مینشینند تا یک نفر دوباره راه برود.
کسی که از درون بدن عکس میگیرد، تا پزشک بدون باز کردن آن ببیند چه خبر است.
پرتویی را که میتواند بکشد، با دقت میلیمتری به سمت تومور میفرستد تا زندگی بخرد.
به بیمار مادهای درخشان میدهد و با دوربینی خاص، عملکرد زنده اندامها را تماشا میکند.
پیش از آنکه جراح دستش را دراز کند، ابزار درست در دستش است.
در تمام مدت عمل، چشمش به نفس و ضربان کسی است که خودش نمیتواند هشدار بدهد.
اولین آدم آموزشدیدهای که بعد از بدترین لحظه زندگیات بالای سرت میرسد.
علم اینکه بشقاب امروزت، ده سال بعد چه بلایی سر بدنت میآورد یا نمیآورد.
پزشکِ جمعیت؛ بیمارش یک شهر است و درمانش جلوگیری از بیمار شدن.
آبی که مینوشی، هوایی که نفس میکشی و غذایی که از رستوران میخری؛ همه روی میز او بودهاند.
کاری میکند که کارگر شب سالم به خانه برگردد، و سی سال بعد هم شنوایی و ریهاش سالم باشد.
پیش از آنکه غذا به سفره برسد، او پرسیده: این سالم است و چه کسی تضمینش میکند؟
دندانی که دندانپزشک قالبش را میگیرد، روی میز تو و زیر ذرهبین تو به دنیا میآید.
هر بیمار در بیمارستان دو بدن دارد: یکی روی تخت، یکی در پرونده؛ این رشته از دومی مراقبت میکند.
در دنیایی که هر روز هزاران مقاله پزشکی چاپ میشود، کسی باید بداند کدام سوزن در کدام انبار کاه است.
بیمارستان فقط جای پزشک و پرستار نیست؛ کسی باید تخت، دارو، صف، هزینه و آدمها را با هم جور کند.
پیش از آنکه بیماری از مرغداری به سفره یا از گاو به انسان برسد، زیر میکروسکوپ این رشته لو میرود.
خطرناکترین جانور جهان شیر یا کوسه نیست؛ پشهای است که این رشته رفتارش را از نزدیک میشناسد.
پرستار، معلم و کارشناس بهداشت در یک نفر؛ نگهبان سلامت چند صد دانشآموز یک مدرسه.
مدیریت، اقتصاد و حسابداری
۱۵ رشتهرشتهای که میپرسد چرا مشتری یک کالا را برمیدارد و دیگری را رها میکند، و شرکت از این چه بیاموزد.
از صف شلوغ یک اداره تا قانونی که در مجلس تصویب میشود؛ این رشته موتور پشت صحنه دولت را میشناسد.
مدیری که زبان عدد کارخانه را میفهمد؛ از برنامه تولید تا موجودی انبار و کیفیت.
رشتهای که میپرسد پول یک شرکت امروز کجا باشد تا فردا بیشتر بیرزد، و چه ریسکی ارزش پذیرفتن دارد.
برای کسی که نمیخواهد فقط مدیریت را بخواند، میخواهد یک کسبوکار کوچک را راه بیندازد و سرپا نگه دارد.
پشت هر وام، ضمانتنامه و اعتبار اسنادی، منطقی از ریسک و قرارداد هست که این رشته آن را آموزش میدهد.
رشتهای که خطر را قیمت میگذارد؛ از آتشسوزی یک کارخانه تا تصادف یک خودرو و بیماری یک خانواده.
هر کالایی که از مرز میگذرد یک پرونده دارد؛ این رشته خواندن و بستن آن پرونده را یاد میدهد.
هنرمند اثر را میسازد؛ مدیر فرهنگی کاری میکند که سالن پر شود و چراغ گالری خاموش نشود.
کشتی را ناخدا میراند؛ اینکه چه باری، با چه نرخی و به کدام بندر برود، کار این رشته است.
نه برنامهنویس محض، نه مدیر بیخبر از فناوری؛ مترجم میان سرور و اتاق هیئتمدیره.
هر ریالی که در سازمان جابهجا میشود ردی میگذارد؛ حسابدار آن رد را به داستانی قابلاعتماد تبدیل میکند.
رشتهای که میپرسد چرا قیمتها بالا میروند، و پاسخ کوتاه «گرانی» را قبول نمیکند.
سفر برای مسافر لذت است؛ برای این رشته، زنجیرهای از دهها کسبوکار که باید بینقص به هم برسند.
پشت یک شب آرام مهمان، صدها کار ریز است که نباید هیچکدامشان دیده شود.
حقوق، سیاست، جامعه و ارتباطات
۱۳ رشتهرشتهای که یاد میدهد یک جمله قانون را از ده زاویه بخوانی، پیش از آنکه کسی سرنوشتش را به آن ببندد.
رشتهای که از روز اول تو را برای نشستن پشت میز قضاوت، نه پشت میز وکیل، آماده میکند.
پرسش این رشته این نیست که چه کسی برنده میشود؛ این است که قدرت چرا و چگونه اینطور تقسیم شده است.
آنچه تو انتخاب شخصی میدانی، این رشته الگویی تکرارشونده در میلیونها نفر میبیند.
برای فهم یک فرهنگ، این رشته اول تو را میفرستد سر سفرهاش بنشینی، نه پشت میز کتابخانه.
کسی که وقتی زندگی یک خانواده از هم میپاشد، اول از همه در را میزند و نقشه بازسازی میکشد.
علوم اجتماعی با ماشینحساب: به جای توصیف فقر و بیکاری، برنامه کاهشش را مینویسد.
پشت هر یارانه، بیمه و قانون حمایتی، کسی بوده که باید میگفت به چه کسی، چقدر و به چه بهایی.
رشتهای که میپرسد چرا یک خبر دروغ از ده خبر راست سریعتر پخش میشود.
هنر پرسیدن سؤالی که دیگران ترجیح میدهند پرسیده نشود، و نوشتن جوابش پیش از ساعت بسته شدن صفحه.
صدای سازمان در روزهای عادی، و سپر آن در روزی که خبر بدی پخش میشود.
علوم ارتباطات برای نسلی که خبر را نه از روزنامه، که از الگوریتم میگیرد.
یاد میگیری چرا کشورها گاهی دست میدهند و گاهی تحریم میکنند؛ و هر دو را از پشت میز مذاکره ببینی.
روانشناسی، تربیت و ورزش
۸ رشتهعلم سنجیدن چیزی که دیده نمیشود: چرا آدمها آنچه میکنند را میکنند.
حرفه کمک به آدمهای سالم در تصمیمهای سخت: ازدواج، تحصیل، شغل، و بعد از آن.
یادگیری را مثل یک مهندس میبیند: قابل طراحی، قابل سنجش و قابل بهتر شدن.
مدیریتی که محصولش یاد گرفتن آدمهاست؛ در مدرسه، دانشگاه یا واحد آموزش یک شرکت.
کتابداری که از قفسهها بیرون آمد و حالا دانش یک سازمان را پیدا، مرتب و بازیابیپذیر میکند.
بدن را آزمایشگاه میبیند: از ضربان قلب دونده تا انگیزه تیمی که پشت سر هم میبازد.
رشتهای که خانه را واحد تحلیل میگیرد؛ نه فرد را مثل روانشناسی، نه کل جامعه را مثل جامعهشناسی.
اینجا بازی جدیترین درس است؛ یاد میگیری از یک برج مکعبی، رشد ذهن یک کودک پنجساله را بخوانی.
ادبیات، تاریخ، فلسفه و جغرافیا
۱۳ رشتههزار سال متن، از رودکی تا شعر امروز؛ اینجا یاد میگیری کلمه را مثل ساعتساز باز کنی و ببندی.
زبانی که فکر میکردی فقط در کتاب دینی دبیرستان است، در بغداد و قاهره و دوحه زنده است.
اینجا قواعد عربی را حفظ نمیکنی؛ یاد میگیری قرارداد، خبر و شعر را بیآنکه چیزی گم شود به آن سوی مرز ببری.
زبانی که در خانههای تبریز و زنجان و اردبیل زنده است، حالا در کلاس دانشگاه با الفبا و دستور و شعرش خوانده میشود.
زبانی با چند گویش، دو خط و هزار سال شعر کوهستان؛ حالا با روش علمی خوانده میشود.
به جای یاد گرفتن یک زبان، یاد میگیری همه زبانها چطور کار میکنند؛ از صدای «خ» تا جملهای که هرگز نشنیدهای.
اینجا تاریخ دیگر حفظ کردن سال جنگها نیست؛ کار کارآگاهی است که سند را بازجویی میکند.
از مکه قرن هفتم تا امپراتوری عثمانی؛ تاریخی که پایه بسیاری از باورها و اختلافهای امروز منطقه است.
نه جنگها و خلیفهها؛ رصدخانه مراغه، بیمارستانهای بغداد و کاشیهای اصفهان موضوع این تاریخاند.
تاریخی که هیچکس ننوشته، زیر خاک منتظر است؛ کار تو خواندن سفال، استخوان و لایههای خاک است.
یک کشور، از چند زاویه: زبان، تاریخ، جغرافیا، آیینها و هنر ایران را کنار هم میگذاری تا تصویر کامل شود.
رشتهای که میپرسد چرا این شهر اینجا ساخته شد، چرا این روستا خالی شد و سیل بعدی از کدام دره میآید.
جایی که پرسشهای کودکی مثل «از کجا بدانم؟» را با دقت یک ریاضیدان دوباره میپرسند.
الهیات و معارف اسلامی
۷ رشتهرشتهای که متن را جدی میگیرد: هر واژه، هر راوی و هر نسخه را تا ریشه دنبال میکند.
از اوپانیشادها تا مثنوی؛ رشتهای برای شناختن اینکه انسانها در هر جای جهان چگونه با امر قدسی روبهرو شدهاند.
گفتوگوی هزارساله ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا درباره هستی، عقل و خدا؛ اینبار با تو.
رشتهای که نشان میدهد ماده قانون مدنی درباره ارث یا عقد از کدام بحث فقهی صدسال پیش آمده است.
رشتهای دوبال: نیمی معارف دینی، نیمی مدیریت، اقتصاد یا ارتباطات؛ برای کسی که میخواهد هر دو را با هم بداند.
تاریخ، کلام و فرقههای تشیع از مدینه قرن اول تا جهان امروز؛ رشتهای برای شناختن یک سنت از درون و با روش علمی.
یک مسئله، چند آیه و حدیث، و قرنها استدلال؛ تا برسی به حکمی که با روش امام شافعی سازگار باشد.
هنرهای تجسمی، طراحی و میراث
۱۹ رشتهرشتهای که یاد میدهد پیامی را در سه ثانیه، از پشت شیشه اتوبوس، به ذهن رهگذر برسانی.
چهار سال تمرین دیدن؛ تا جایی که سایه یک لیوان روی میز هم برایت پر از رنگ شود.
رشتهای برای دستهایی که از گل، فلز و سنگ نمیترسند و فکری که در سه بعد کار میکند.
در عصری که همه با گوشی عکس میگیرند، رشتهای برای کسی که میخواهد بداند چرا یک عکس ماندگار میشود.
از دسته کتری تا داشبورد خودرو؛ رشتهای که میپرسد چرا این شیء این شکل را دارد و چطور بهتر میشود.
از نخ تا تن؛ رشتهای که هم نقش پارچه را میکشد و هم الگوی لباسی را که از آن بریده میشود.
دانشگاهی که در آن سفال، فلز، چوب و پارچه همه کلاس درساند و استاد گاهی یک پیشهور بازار است.
رشتهای که هم نقشه فرش را گرهبهگره میکشد و هم میپرسد چرا فرش ایرانی بازار جهانیاش را از دست داد.
هنری که در اندازه یک بند انگشت اجرا میشود و یک دهم میلیمتر خطا در آن گران تمام میشود.
رشتهای که گره هندسی یک کاشی، تذهیب یک قرآن و رنگ یک نگاره را هم میسازد و هم معنایش را میپرسد.
جایی که تصویر، صدا، حرکت و کد با هم یک تجربه میسازند و کاربر هم بخشی از اثر میشود.
رشتهای که در آن دست هنرمند و چشم شیمیدان باید همزمان روی یک سفال هزارساله کار کنند.
معماری که پیش از ساختن، یاد میگیرد یک دیوار خشتی سیصدساله را بخواند و نکشد.
رشتهای برای کسی که میخواهد یک ویترین ساکت را به داستانی تبدیل کند که بازدیدکننده تا خانه با خودش ببرد.
متن میگوید چه شد؛ تصویرگر میگوید چه حسی داشت و خواننده را به صفحه بعد میکشد.
به جای ساختن اثر، میپرسی چرا ساخته شد، چه میگوید و چرا هنوز ما را تکان میدهد.
فاصله فایل روی مانیتور تا جعبهای که در قفسه فروشگاه میدرخشد، پر از رنگ، کاغذ، مرکب و تصمیم فنی است.
کاشیای که هفتصد سال روی گنبد مانده، روزی روی میز کارگاه کسی مثل تو ساخته شده است.
قلمی از نی، رنگی که خودت ساییدهای و صفحهای که باید پانصد سال بعد هم زیبا بماند.
سینما، نمایش و موسیقی
۱۲ رشتهرشتهای که یاد میدهد یک قاب، یک برش و یک سکوت چطور بیشتر از ده صفحه دیالوگ حرف میزنند.
از استودیوی پخش زنده تا ویدئوی کوتاه موبایلی؛ رشته کسی که باید هر روز برای میلیونها مخاطب برنامه بسازد.
رشته کسی که میخواهد کلماتش را آدمها روی صحنه زندگی کنند، نه فقط خواننده در سکوت بخواند.
رشتهای که ابزار اصلیاش بدن، صدا و حافظه خود توست و هر روز باید آنها را تمرین کنی.
کسی که پیش از تماشاگر همهچیز را دیده: متن، بدن بازیگر، نور، سکوت و ریتم یک شب اجرا.
جایی که یک جوراب، یک چوب و یک صدای درست، شخصیتی میسازد که بچهها سالها یادشان میماند.
معماریای که فقط چند شب عمر میکند ولی باید در همان چند شب داستان را بگوید.
نوشتن صدایی که هنوز هیچکس نشنیده، روی کاغذی که هر نوازندهای باید بتواند بخواندش.
سالها نشستن پای ردیفی که سینهبهسینه رسیده، تا روزی که سازت حرف خودت را بزند.
زبانی جهانی که با پیانو یا ویولن نوشته شده و تو باید آن را بیلهجه بنوازی.
به هر ثانیه، بیستوچهار بار جان میدهی؛ و یاد میگیری صبر هم بخشی از قصهگویی است.
چوب توت را آنقدر میتراشی و گوش میدهی تا روزی صدای تار از دلش بیرون بیاید.
زبانهای خارجی
۱۳ رشتهدانستن انگلیسی یک چیز است؛ فهمیدن اینکه چرا شاگردت هنوز «he don't» میگوید، چیز دیگر.
از شکسپیر تا رمان معاصر؛ خواندن آهسته متنهایی که یک تمدن خودش را در آنها نوشته.
کار مترجم وقتی درست انجام شده که خواننده اصلاً یادش نیاید متن ترجمه است.
زبانی با فعلهایی که ته جمله منتظرند و ادبیاتی که گوته و کافکا را به جهان داده.
زبانی که روزگاری زبان دیپلماسی بود و هنوز در هر سطرش ردی از ویکتور هوگو و کامو دارد.
دری به بیست کشور و ادبیاتی که از دن کیشوت تا صد سال تنهایی را در خود دارد.
زبان دانته، اپرا و طراحی؛ و برای بسیاری از دانشجویان ایرانی، کلید پذیرش در دانشگاههای ایتالیا.
زبانی با شش حالت صرفی که کلید آسیای میانه، قفقاز و تجارت شمال ایران است.
زبانی که الفبا ندارد، هزاران نشانه دارد و کلید گفتوگو با کارخانه جهان است.
سه خط نوشتاری در یک جمله، و ادبیاتی که با هفده هجا جهانی میسازد.
خویشاوند ترکی آذربایجانی با الفبای لاتین، که راه تجارت، سفر و تحصیل در همسایه غربی را باز میکند.
زبانی با الفبای ویژه مسروپ ماشتوتس که بخشی از تاریخ ایران را در دستنوشتههایش نگه داشته است.
زبانی که بسیاری از واژههایش برای فارسیزبان آشناست و با خط نستعلیق، شعر اقبال لاهوری را میخواند.
تربیت معلم (دانشگاه فرهنگیان)
۱۸ رشتهتنها معلمی که در یک روز هم ریاضی درس میدهد، هم قرآن، هم علوم، و هم بند کفش میبندد.
معلمی که برای هر دانشآموز یک راه جداگانه به سوی همان مقصد میسازد.
ریاضی را دانستن یک چیز است؛ فهمیدن اینکه چرا دانشآموز آن را نمیفهمد، چیزی دیگر.
معلمی که باید به نوجوان ثابت کند شهودش درباره حرکت، گرما و نور بارها غلط است.
معلمی که باید جهانی نادیدنی از اتمها را چنان نشان دهد که نوجوان آن را در لیوان آب ببیند.
معلمی که کلاسش گاهی حیاط مدرسه است و موضوعش، بدن خود دانشآموزانش.
معلمی که باید نسل شبکههای اجتماعی را عاشق بیتی هزارساله کند و نوشتن درست را یادش دهد.
معلمی که باید درسِ «حفظی و ترسناک» مدرسه را به زبانی زنده و فهمیدنی برگرداند.
معلمی که باید به پرسشهای بیپرده نوجوان درباره خدا و معنا، بیدستپاچگی و صادقانه گوش بدهد.
معلمی که باید سال ۱۲۸۵ را برای نوجوانی که فقط امروز را میبیند زنده کند.
معلمی که کمآبی، ریزگرد و مهاجرت را از اخبار بیرون میکشد و روی نقشه کلاس مینشاند.
معلمی که کلاس را آزمایشگاه کوچکی از جامعه میکند: قاعده، نقش، نابرابری و همبستگی.
معلمی که زنگ ورزش را از «توپ را بده بازی کنند» به درس حرکت، سلامت و بازی منصفانه تبدیل میکند.
کسی که در مدرسه همه برایش اسم دارند: دانشآموزی که افت کرده، که دلش گرفته، که نمیداند چه رشتهای بخواند.
کلاسی میسازی که دانشآموز برای یک ساعت نمره را فراموش کند و با دست و چشمش فکر کند.
معلمی بیکلاس درس؛ زنگ تفریح، اردو، نماز جماعت و شورای دانشآموزی میدان کار اوست.
دبیری که در یک هفته باید هم آتشفشان بسازد، هم مدار ببندد و هم قلب گوسفند تشریح کند.
دبیری که کلاسش کارگاه است و امتحانش ساختن چیزی که واقعاً کار کند.
رشتههای با شرایط ویژه
۴ رشتهدانشگاهی که دانشجویش روز فارغالتحصیلی، همزمان مدرک و درجه افسری پلیس میگیرد.
مجموعه رشتههایی که دانشجویشان برای یک کار بینامونشان تربیت میشوند: دیدن خطر پیش از آنکه دیده شود.
رشتهای برای کسانی که میخواهند در پادگان، نه پشت تریبون مسجد، معلم دین و فرهنگ باشند.
دانشگاهی که هم کلاس درس دارد هم میدان صبحگاه؛ و مسیر شغلیات را از روز اول مشخص میکند.
تحصیلات تکمیلی پرکاربرد در سازمانها
۱۲ رشتهرشتهای برای کسی که میخواهد بفهمد چرا یک سازمان با همان آدمها، یک جا شکوفا میشود و جای دیگر فرسوده.
علم سنجیدن آدمها برای کار و کار برای آدمها؛ با آزمون، آمار و مشاهده، نه حدس.
رشتهای که یاد میدهد رنج روانی را دقیق ارزیابی کنی و با گفتوگوی علمی، نه نصیحت، درمانش کنی.
دورهای برای کسی که در یک تخصص خوب شده و حالا باید کل کسبوکار را ببیند و تصمیم بگیرد.
رشتهای درباره اینکه یک ایده چطور به کسبوکاری زنده تبدیل میشود، و چرا بیشتر ایدهها نمیشوند.
پلی میان مدیرانی که زبان فناوری را نمیفهمند و فنیهایی که زبان کسبوکار را.
علم ساختن تجربه یادگیری؛ از طراحی یک دوره کوتاه سازمانی تا یک کلاس مجازی که واقعاً چیزی یاد بدهد.
جایی که مهندس عمران یاد میگیرد پروژه فقط بتن و آهن نیست؛ زمان، پول، قرارداد و آدم هم هست.
کار، ابزار و شیفت را اندازه آدم میدوزی، نه اینکه آدم را به زور با آنها جور کنی.
هوش، انگیزه و شایستگی را با خطکش نمیشود سنجید؛ این رشته ابزاری میسازد که بشود، و میداند کجا خطا میکند.
چرا آدمهای خوب در سازمانهای بد، بد کار میکنند؟ این رشته دنبال پاسخ همین سؤال است.
بزرگسال با دفتر خالی به کلاس نمیآید؛ با سالها تجربه، چند باور محکم و یک سؤال: «این به چه دردم میخورد؟»
شانزده سال انتخاب رشته در یک نگاه
هر سال سازمان سنجش در دفترچه انتخاب رشته فهرست همه «کدرشتهمحل»ها را منتشر میکند؛ یعنی هر جایی که یک رشته در یک دانشگاه و یک دوره پذیرش دارد. ما این فهرست را در دفترچههای شانزده سال خواندیم و شمردیم تا معلوم شود کدام رشتهها پرپذیرشتر شدهاند و کدام کمرنگ. عدد بیشتر یعنی جاهای بیشتری این رشته را ارائه میدهند؛ نه لزوماً بازار کار بهتر.
روش: کدرشتهمحلهای کارشناسی و دکتری حرفهای در دفترچههای آزمون سراسری، پذیرش صرفاً با سوابق تحصیلی و دانشگاه فرهنگیان شمرده و هر عنوان به رشته مادرش در این دایرکتوری وصل شده است. از ۱۳۹۴ کدرشتهمحلهای «صرفاً با سوابق تحصیلی» در همین دفترچهها آمده است؛ پذیرش بدون آزمون سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۳ دفترچه جداگانه داشت که اینجا شمرده نشده؛ دفترچه گروه هنر ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ و گروه زبان ۱۳۹۱ قابل خواندن نبود. نسخههای ۱۳۹۰، ۱۳۹۱ و ۱۳۹۴ از بایگانی اینترنت (پروندههای سرور سازمان سنجش) برداشته شده است. کاردانیها جدا حساب شدهاند. برای رشد هر رشته، میانگین سه سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ با میانگین سه سال ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ مقایسه شده و فقط رشتههایی آمدهاند که دستکم ۲۵ کدرشتهمحل داشتهاند.
فهرست عناوین مدرکها
عنوانی که روی مدرک تحصیلی نوشته شده، از کاردانی تا دکتری و تخصص، و نیز نامهای قدیمی و گرایشها. هر عنوان به رشته مادرش در این دایرکتوری پیوند دارد و معادل امروزیاش گفته شده است؛ برای تطبیق مدرک متقاضی با شرایط احراز شغل.
کدام رشتهها با تو جورترند؟
در سه قدم: گروه آزمایشیات، دوازده جمله درباره علاقهها (بر پایه نظریه علایق شغلی هالند) و درسهایی که دوستشان داری. نتیجه فهرستی از نزدیکترین رشتههاست، نه حکم نهایی.
نیمرخ علایق تو پس از پاسخ به جملهها اینجا رسم میشود.
دو یا سه رشته را کنار هم بگذارید
نیمرخ علایق، شاخصها، درسها، گرایشها و شغلها کنار هم؛ موارد مشترک پررنگ میشوند. از دکمه ⊕ روی هر کارت هم میتوانید رشتهای را به مقایسه بفرستید.
هر رشته یک معما دارد
رشته از زبان خودش حرف میزند، بیآنکه نامش را بگوید. حدس بزنید کدام است. برای کلاسهای هدایت تحصیلی، کارگاههای مدرسه و شروع گپ خانوادگی درباره انتخاب رشته هم کار میکند.
انتخاب رشته: چیستی، چرایی، چگونگی
رشته شغل نیست؛ دری است که چند شغل پشتش هستند. این راهنما کمک میکند در را با چشم باز انتخاب کنید.
رشته دقیقاً چه چیزی به تو میدهد؟
هر رشته سه چیز میدهد: یک «زبان» (مفاهیم و روش فکر کردن)، یک «جعبهابزار» (مهارتها و نرمافزارها) و یک «شبکه» (همکلاسیها، استادان و صنف حرفهای). مدرک فقط برچسب روی این سه است. وقتی شناسنامه هر رشته را میخوانید، دنبال همین سه باشید: چه چیزی یاد میگیرم، با چه ابزاری کار میکنم و کنار چه کسانی رشد میکنم.
چرا این تصمیم مهم است و چرا نباید از آن ترسید؟
بیشتر آدمها در طول عمر کاری چند بار مسیرشان را عوض میکنند و بسیاری از شغلهای امروز با یک رشته خاص گره نخوردهاند. پس انتخاب رشته «سرنوشت» نیست؛ ولی چهار سال از جوانی، هزینه خانواده و نقطه شروع مسیر شغلی است. ارزشش را دارد که بهجای رتبه و حرف دیگران، با شناخت خود و شناخت رشته تصمیم بگیرید.
پنج قدم برای تصمیم بهتر
- خودت را بشناس: رشتهیاب همین صفحه و آزمونهای معتبر علاقه و شخصیت با مشاور.
- رشته را بشناس: درسهای واقعی و سختترین بخشش را بخوان، نه فقط عنوانش را.
- شغلها را ببین: با دو نفر که این کار را میکنند حرف بزن.
- آزمایش کن: یک کتاب، یک دوره کوتاه یا یک روز همراهی با یک متخصص.
- نقشه دوم داشته باش: برای هر انتخاب، یک مسیر جایگزین در همان خانواده بنویس.
«هر کسی را بهر کاری ساختند»مولانا · و پیدا کردنش، کار خود آدم است
از انتخاب رشته تا نخستین شغل
پیوند رشته و کار فقط مسئله داوطلب نیست؛ سازمانی که دانشآموخته استخدام میکند و مدرسه و دانشگاهی که او را آماده میکنند هم در آن سهم دارند. خانه منابع انسانی در این مسیر کنار شماست.
تطبیق شغل و رشته
بازبینی شرایط احراز شغلها و اینکه کدام رشتهها واقعاً برای هر شغل مناسباند، تا آگهیهای استخدام به جای مدرکگرایی، شایستگیمحور شوند.
برنامه جذب و پرورش دانشآموختگان
طراحی برنامه کارآموزی و دورههای ورود دانشآموختگان جوان، چرخش شغلی سال اول و مسیر رشد، همراه با برندسازی کارفرمایی در دانشگاهها.
کانون ارزیابی جذب دانشآموختگان
سنجش استعداد و شایستگی دانشآموختگان تازه با تمرینهای شبیهسازیشده و مصاحبه رفتاری، بهجای تکیه صرف بر معدل و نام دانشگاه.
مسیر شغلی و هدایت شغلی کارکنان
کمک به کارکنانی که میخواهند مسیرشان را عوض کنند یا ادامه تحصیل دهند: کدام ارشد، کدام مهارت و کدام نقش بعدی در همین سازمان.
کارگاه مهارتهای اشتغالپذیری
کارگاههای تجربهمحور برای دانشجویان: نوشتن رزومه، مصاحبه رفتاری، شناخت بازار کار و شایستگیهایی که کارفرماها واقعاً میسنجند.
کارگاه هدایت تحصیلی و شغلی
کارگاههای بازیمحور برای دانشآموزان و خانوادهها درباره شناخت علاقهها، رشتهها و شغلها؛ با معماها، موردکاویها و گفتوگو با شاغلان.
برای گفتوگو درباره نیاز سازمان، دانشگاه یا مدرسه خود با خانه منابع انسانی در تماس باشید.
آنچه درباره انتخاب رشته میپرسند
این دایرکتوری برای چه کسانی ساخته شده است؟
برای داوطلبان کنکور و خانوادههایشان، دانشآموزان پایههای دهم تا دوازدهم که هنوز گروه آزمایشی را قطعی نکردهاند، دانشجویانی که به تغییر رشته یا انتخاب گرایش ارشد فکر میکنند، مشاوران تحصیلی و مدارس، و کارشناسان منابع انسانی که میخواهند بدانند دانشآموخته هر رشته چه چیزی با خود به سازمان میآورد.
محتوای شناسنامه هر رشته از کجا آمده است؟
فهرست رشتهها، گروههای آزمایشی، نوع گزینش و آمار کدرشتهمحلها و ظرفیتها از دفترچههای راهنمای انتخاب رشته ۱۴۰۵ سازمان سنجش آموزش کشور (آزمون سراسری، پذیرش صرفاً با سوابق تحصیلی، کارشناسی ارشد و دکتری) استخراج شده و چیستی، درسها، مسیر سالبهسال، شغلها و نکتههای بازار کار را کارشناسان خانه منابع انسانی با نگاه به بازار کار ایران نوشتهاند. نیمرخ هالند و شاخصها برآورد کارشناسی است. نام، شرایط و ظرفیت رشتهها ممکن است هر سال تغییر کند؛ پیش از انتخاب نهایی، دفترچه رسمی سازمان سنجش آموزش کشور را ببینید.
نمودار روند هر رشته از کجا آمده و چه چیزی را نشان میدهد؟
دفترچههای راهنمای انتخاب رشته سازمان سنجش آموزش کشور در شانزده سال، از ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۵، خوانده و کدرشتهمحلهای هر رشته در هر سال شمرده شده است؛ شامل دفترچه آزمون سراسری همه گروهها، پذیرش صرفاً با سوابق تحصیلی و دانشگاه فرهنگیان. عنوانهای قدیمی و گرایشها به رشته مادرشان در این دایرکتوری وصل شدهاند. عدد بیشتر یعنی دانشگاهها و دورههای بیشتری آن رشته را ارائه دادهاند، نه لزوماً بازار کار بهتر یا قبولی آسانتر. سالهایی که خواندن دفترچه برای یک رشته قابل اتکا نبود، خالی نشان داده شدهاند.
رشتهیاب چطور کار میکند و چقدر قابل اعتماد است؟
رشتهیاب از نظریه علایق شغلی جان هالند استفاده میکند که علایق را در شش تیپ واقعگرا، جستجوگر، هنری، اجتماعی، مدیریتی و قراردادی میسنجد. پاسخهای شما به یک نیمرخ تبدیل و با نیمرخ هر رشته مقایسه میشود؛ درسهای محبوب و اولویتهایتان هم وزن میگیرند. نتیجه یک نقطه شروع برای کاوش است، نه حکم؛ برای تصمیم نهایی، آزمونهای معتبر را با یک مشاور تحصیلی انجام دهید.
رشتههایی که در چند گروه آزمایشی هستند یعنی چه؟
بعضی رشتهها، مثل مدیریتها، حسابداری، اقتصاد، روانشناسی و علوم تربیتی، از داوطلبان چند گروه آزمایشی پذیرش دارند. یعنی داوطلب گروه ریاضی یا تجربی هم میتواند آنها را انتخاب کند، هرچند ضریب درسها برای هر گروه متفاوت است. رنگ دانههای هر کارت نشان میدهد آن رشته با کدام گروهها پذیرش دارد.
علاقه مهمتر است یا بازار کار؟
هر دو، ولی به ترتیب. کسی که به رشتهاش علاقه دارد معمولاً در آن عمیقتر میشود و همین عمق در بازار کار دیده میشود؛ در مقابل، علاقه بدون شناخت بازار ممکن است به ناامیدی برسد. پیشنهاد ما این است که اول رشتههایی را پیدا کنید که با علایق و تواناییهایتان جور است و سپس از میان آنها، با خواندن بخش «بازار و آینده»، آگاهانه انتخاب کنید.
کدام رشتهها به کار در منابع انسانی سازمانها راه دارند؟
کار منابع انسانی به یک رشته محدود نیست. دانشآموختگان مدیریت دولتی، مدیریت بازرگانی، مدیریت صنعتی، روانشناسی، علوم تربیتی، مدیریت آموزشی، مهندسی صنایع، اقتصاد و حقوق هر کدام از دری وارد این حرفه میشوند و بسیاری با کارشناسی ارشد مدیریت منابع انسانی یا روانشناسی صنعتی و سازمانی تخصص خود را عمیق میکنند. در شناسنامه هر رشته، بخش «پس از دانشگاه» این مسیرها را نشان میدهد.
اگر رشتهام را دوست نداشته باشم چه کنم؟
رشته کارشناسی پایان مسیر نیست. بسیاری با انتخاب کارشناسی ارشد در رشتهای نزدیک، گذراندن دورههای مهارتی و کسب تجربه کاری مسیرشان را عوض میکنند. بخش «رشتههای نزدیک» پایین هر شناسنامه و ابزار مقایسه کمک میکند ببینید کدام رشتهها با رشته فعلی شما همپوشانی دارند تا تغییر مسیر کمهزینهتر شود.
شاخصهای بازار کار، هوش مصنوعی و دشواری چطور تعیین شدهاند؟
هر شاخص از ۱ تا ۵ است و برآورد کارشناسی خانه منابع انسانی بر پایه تجربه بازار کار ایران، گزارشهای منتشرشده درباره اشتغال دانشآموختگان و روندهای فناوری است. این عددها برای مقایسه نسبی رشتهها با یکدیگر ساخته شدهاند، نه پیشبینی قطعی درآمد یا اشتغال یک فرد.
کارفرماها و کارشناسان منابع انسانی چطور از این دایرکتوری استفاده کنند؟
بخش «نگاه کارفرما» در هر شناسنامه میگوید دانشآموخته تازه آن رشته چه چیزی را آماده دارد، چه چیزی را باید در سازمان یاد بگیرد و در مصاحبه چه چیزی را بسنجید. از این بخش برای نوشتن شرایط احراز شغل، طراحی برنامه ورود دانشآموختگان و طراحی پرسشهای مصاحبه کمک بگیرید.
عنوان مدرک من در فهرست رشتهها نیست؛ چه کنم؟
بسیاری از مدرکها با عنوان قدیمی، عنوان گرایش یا عنوان مقطع کاردانی و ارشد صادر شدهاند، مثل «علوم اجتماعی - جامعهشناسی»، «کتابداری» یا «مهندسی کشاورزی - زراعت». بخش «فهرست عناوین مدرکها» این عنوانها را با مقطع، معادل امروزی و رشته مادرشان آورده است؛ کافی است عنوان را جستجو کنید.
چطور یک رشته را برای کسی بفرستم؟
در شناسنامه هر رشته دکمه «کپی پیوند» هست. پیوند هر رشته به شکل ?m=شناسه است و مستقیم همان شناسنامه را باز میکند.
نیمرخ هالند، درسهای مهم دبیرستان و شاخصهای بازار کار، هوش مصنوعی، کارآفرینی، کاربرد بینالمللی و دشواری برآورد کارشناسی خانه منابع انسانی است، نه داده رسمی. نام، گروه آزمایشی، ظرفیت، شرایط و دانشگاههای ارائهدهنده هر رشته ممکن است از سالی به سال دیگر تغییر کند؛ پیش از انتخاب نهایی، دفترچه راهنمای انتخاب رشته سازمان سنجش آموزش کشور یا مرجع پذیرش همان دانشگاه را ببینید.