مقاله آموزشی شناخت و سنجش فرهنگمقاله ۳ از ۸ رویشبرای به‌کار بستن

قواعد نانوشته سازمان؛ روش کشف هنجارهای واقعی

پس از مطالعه این مقاله، می‌توانید با پرسش‌های موقعیتی و مقایسه تجربه‌ها، یک قاعده نانوشته را به‌صورت قابل بررسی مستند کنید.

افشین دبیری آبان ۱۴۰۵ ۷ دقیقه مطالعه
مناسب برایمدیران منابع انسانیکارشناسان منابع انسانی
قواعد نانوشته سازمان؛ روش کشف هنجارهای واقعی
فهرست مطالب این مقاله
  1. ۱.قواعد نانوشته سازمان چگونه رفتار را هدایت می‌کنند؟
  2. ۲.یادگیری فرهنگ بیرون از کلاس بدو ورود
  3. ۳.نشانه‌ها را به پرسش تبدیل کنیم
  4. ۴.مثال: مسیر رسمی درخواست و مسیر واقعی انجام کار
  5. ۵.مصاحبه‌ای که تجربه را باز می‌کند
  6. ۶.کاربرگ ثبت یک هنجار احتمالی
  7. ۷.چگونه بررسی را به کنترل پنهان تبدیل نکنیم؟
  8. ۸.جمع‌بندی

قواعد نانوشته سازمان معمولاً در راهنمای بدو ورود پیدا نمی‌شوند؛ در توصیه آرام یک همکار یا واکنش جمع به یک رفتار تازه دیده می‌شوند. روز اول می‌شنویم سؤال‌پرسیدن ارزشمند است. چند روز بعد کسی می‌گوید بهتر است این سؤال را در جلسه مطرح نکنی. آیا این تناقض، نشانه ترس است؟ ممکن است؛ اما شاید موضوع محرمانه یا زمان گفت‌وگو نامناسب باشد. برای شناخت فرهنگ، باید معنای این توصیه را در موقعیت واقعی فهمید و پیش از قضاوت، انتظار و پیامد پشت آن را بررسی کرد.

قواعد نانوشته سازمان چگونه رفتار را هدایت می‌کنند؟

قاعده رسمی معمولاً مرجع، دامنه و متن مشخص دارد؛ مانند سطح اختیار تأیید خرید. عادت، شیوه‌ای تکرارشونده است که ممکن است فقط به ترجیح فرد مربوط باشد. هنجار، انتظار اجتماعی درباره رفتار رایج یا مناسب در یک موقعیت است. کسی ممکن است همیشه زودتر به جلسه بیاید، بدون اینکه دیگران از او چنین انتظاری داشته باشند. اما اگر دیرتر از مدیر واردشدن با سرزنش یا کنارگذاشته‌شدن همراه باشد، با انتظاری اجتماعی روبه‌رو هستیم که ارزش بررسی دارد.

تعریفقاعده نانوشته در این بررسی، انتظاری است که اعضای گروه آن را می‌شناسند، هرچند الزامش در سند رسمی روشن نیست. برای شناسایی آن باید موقعیت، انتظار، رفتار و پیامد را کنار هم دید. فراوانی یک رفتار به‌تنهایی وجود چنین قاعده‌ای را ثابت نمی‌کند؛ ممکن است افراد صرفاً با محدودیت اجرایی مشابهی مواجه باشند.

در نظریه هنجارهای اجتماعی، برداشت از آنچه دیگران انجام می‌دهند با برداشت از آنچه تأیید می‌کنند متفاوت است. این تمایز برای فهم محیط کار مهم است. ممکن است بیشتر افراد بعد از ساعت رسمی بمانند، اما هیچ‌کدام آن را مطلوب ندانند. باید فهمید چه چیزی رفتار را ادامه می‌دهد: نیاز واقعی کار، برنامه‌ریزی ضعیف، انتظار مدیر یا تصور افراد درباره قضاوت همکاران. هر توضیح، مسیر بررسی و اصلاح متفاوتی پیش رو می‌گذارد.

یادگیری فرهنگ بیرون از کلاس بدو ورود

جامعه‌پذیری سازمانی (Organizational Socialization) به فرایند یادگرفتن شیوه عضویت و ایفای نقش در سازمان مربوط است. کار بنیادی ون‌مانن و شاین، این حوزه را صورت‌بندی کرده است. برای کاربرد عملی، آموزش رسمی را کنار تجربه روزمره ببینیم: تازه‌وارد از چه کسی کمک می‌گیرد، چه رفتاری را تقلید می‌کند و پس از اشتباه چه واکنشی می‌بیند؟ ممکن است یک کارگاه رسمی بر ابتکار تأکید کند، اما نخستین تجربه واقعی به او بیاموزد بدون هماهنگی شخصی، اقدامی نکند.

این یادگیری همیشه زیان‌بار نیست. همکار باتجربه ممکن است راه دسترسی به دانش، ترتیب هماهنگی با واحدها یا نکته‌ای برای جلوگیری از خطا را منتقل کند. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که دسترسی به کار از رابطه شخصی عبور کند، پرسش حرفه‌ای هزینه اجتماعی داشته باشد یا گروهی از افراد از شبکه کمک بیرون بمانند. هدف بررسی، حذف همه رفتارهای غیررسمی نیست؛ باید دید کدام رابطه کار را ممکن می‌کند و کدام رابطه کیفیت یا انصاف را تضعیف می‌کند.

یادگیری رویه غیررسمی کار کنار چاپگر و سینی مدارک مشترک

نشانه‌ها را به پرسش تبدیل کنیم

عبارت‌هایی مثل «اینجا این کار را نمی‌کنند»، «اول با فلانی هماهنگ کن» یا «زیاد پیگیری نکن» سرنخ‌اند. آن‌ها را به‌عنوان حقیقت نهایی ثبت نکنیم. از گوینده بخواهیم آخرین موقعیت مشخص را توضیح دهد: چه کاری قرار بود انجام شود، چه انتخابی داشت و اگر توصیه را رعایت نمی‌کرد، انتظار چه پیامدی می‌رفت؟ تفاوت میان تجربه مستقیم و شنیده دیگران نیز باید ثبت شود. یک داستان رایج می‌تواند بر رفتار اثر بگذارد، حتی اگر همه آن را تجربه نکرده باشند.

واکنش به نقض انتظار، گاهی خود انتظار را آشکار می‌کند. اگر فردی برخلاف رویه معمول، خطایی را زود اعلام کند، دیگران چگونه پاسخ می‌دهند؟ تشکر، شوخی، بی‌اعتنایی، کمک یا حذف از بحث؟ هر واکنش باید در زمینه فهمیده شود. همچنین ببینیم آیا همان رفتار از فرد باسابقه، مدیر یا تازه‌وارد پاسخ یکسانی می‌گیرد. تفاوت پاسخ می‌تواند به تخصص و مسئولیت مربوط باشد یا به امتیازی غیررسمی؛ این دو را نباید از ابتدا یکی فرض کرد.

مثال: مسیر رسمی درخواست و مسیر واقعی انجام کار

مثالدر یک شرکت تولیدی فرضی، همه درخواست‌های فنی باید در سامانه ثبت شوند. تازه‌وارد پس از چند تأخیر یاد می‌گیرد پیش از ثبت، با فردی آشنا تماس بگیرد. اکنون دو احتمال داریم: تماس، اطلاعات ضروری برای ثبت درست را فراهم می‌کند؛ یا افراد بدون رابطه، در صفی طولانی می‌مانند. در حالت نخست شاید راهنمای سامانه ناقص است. در حالت دوم باید معیار اولویت و دسترسی بررسی شود. ممنوع‌کردن تماس، پیش از شناخت کارکردش، ممکن است مسئله را بدتر کند.

برای بررسی، مسیر چند درخواست مشابه را مقایسه کنیم: میزان فوریت، کامل‌بودن اطلاعات، سابقه درخواست‌کننده و زمان رسیدگی. اگر درخواست‌های ناقص بیشتر تأخیر دارند، آموزش و طراحی فرم مهم می‌شود. اگر موارد مشابه با توجه به رابطه، سرنوشت متفاوت دارند، باید سازوکار تخصیص توجه را دید. چنین مقایسه‌ای اجازه می‌دهد درباره یک الگو صحبت کنیم، نه اینکه افراد را به رابطه‌بازی متهم کنیم و بعد به دنبال شاهد بگردیم.

مصاحبه‌ای که تجربه را باز می‌کند

سؤال کلی «فرهنگ اینجا چطور است؟» اغلب پاسخ کلی می‌سازد. پرسش‌های موقعیتی مفیدترند: در شروع کار چه چیزی را دیر فهمیدید؟ آخرین بار که با تصمیمی مخالف بودید چه کردید؟ از کجا تشخیص می‌دهید موضوع را کجا مطرح کنید؟ به تازه‌وارد چه توصیه‌ای می‌کنید که در راهنمای رسمی نیست؟ سپس بپرسیم چه اتفاقی این توصیه را ساخته و آیا نمونه‌ای با نتیجه متفاوت وجود داشته است. ترتیب سؤال‌ها باید امکان مخالفت با فرض اولیه ما را باز بگذارد.

ترکیب مصاحبه‌شوندگان نیز اهمیت دارد. فقط افراد معرفی‌شده مدیر یا کارکنان ناراضی را نبینیم. از سطوح، واحدها، سابقه‌ها و شکل‌های همکاری متفاوت کمک بگیریم. اگر هدف شناخت تنوع تجربه است، نمونه‌گیری باید این تنوع را پوشش دهد؛ تعداد مصاحبه به‌تنهایی کیفیت را تضمین نمی‌کند. همچنین فراوانی یک موضوع در مصاحبه‌ها را نسبت شیوع آن در کل سازمان نخوانیم. مصاحبه می‌تواند سازوکار را روشن کند، بدون آنکه برآورد آماری جمعیت به ما بدهد.

کاربرگ ثبت یک هنجار احتمالی

جزء پرسش
موقعیت این انتظار چه زمانی و کجا فعال می‌شود؟
انتظار افراد فکر می‌کنند باید چگونه رفتار کنند؟
پیامد رعایت یا نقض آن چه نتیجه‌ای دارد؟
گروه مرجع قضاوت چه کسانی برای فرد مهم است؟
استثنا چه کسانی یا چه موقعیت‌هایی الگوی متفاوت دارند؟

گزاره را به زبان توصیفی بنویسیم: «در جلسات بودجه بررسی‌شده، کارشناسان پیش از طرح پیشنهاد متفاوت، حمایت مدیر خود را جلب می‌کنند؛ زیرا احتمال کنارگذاشته‌شدن پیشنهاد بدون آن را بالا می‌دانند.» این گزاره هنوز نیازمند شاهد است، اما از «کارکنان منفعل‌اند» دقیق‌تر است. اکنون می‌توان بررسی کرد آیا هماهنگی پیشین، کیفیت اطلاعات را بالا می‌برد یا امکان طرح گزینه متفاوت را محدود می‌کند و چه تفاوتی میان واحدها وجود دارد.

چگونه بررسی را به کنترل پنهان تبدیل نکنیم؟

هدف، نحوه استفاده از داده و دامنه دسترسی را روشن کنیم. گزارش باید تا حد امکان الگو را نشان دهد، نه هویت گوینده را. در گروه کوچک، حذف نام همیشه برای جلوگیری از شناسایی کافی نیست؛ جزئیات رویداد نیز ممکن است فرد را آشکار کند. اطلاعات غیرضروری را جمع نکنیم و از وعده محرمانگی مطلقی که نمی‌توانیم اجرا کنیم بپرهیزیم. کیفیت اخلاقی بررسی، بخشی از کیفیت داده است؛ افراد در محیط مبهم، روایت محدودتری ارائه می‌کنند.

نکتههنجارهای مفید را نیز ثبت کنیم؛ مانند کمک پیش‌دستانه به تازه‌وارد یا مرور غیررسمی تصمیم دشوار. تغییر فرهنگ با شناخت منابع همکاری قوی‌تر می‌شود. کاربرگ این مقاله، چارچوب گفت‌وگوست و برای نمره‌دادن به شخصیت یا میزان وفاداری کارکنان اعتبارسنجی نشده است. نتیجه آن باید در کنار شواهد کار و با امکان اصلاح تفسیر استفاده شود.

کمک همکار باتجربه برای دسترسی به زونکن مرجع در کتابخانه محل کار

جمع‌بندی

قواعد نانوشته را از رابطه میان انتظار، رفتار و پیامد می‌شناسیم. با سؤال‌های موقعیتی، نمونه‌های متفاوت و بررسی استثناها می‌توان از حدس به تشخیص نزدیک شد. هدف، حذف زندگی غیررسمی سازمان نیست؛ باید فهمید این زندگی کجا به انجام کار کمک می‌کند و کجا اصلاح فرایند یا رابطه ضروری است.

پرسش‌های متداول

پاسخ کوتاه به ۳ پرسش درباره «قواعد نانوشته سازمان؛ روش کشف هنجارهای واقعی»

۱آیا همه قواعد نانوشته باید رسمی شوند؟

خیر. بعضی هماهنگی‌ها به انعطاف و شناخت متقابل نیاز دارند. رسمی‌کردن زمانی مفید است که ابهام، حق، کیفیت یا دسترسی منصفانه را تهدید کند.

۲آیا تجربه تازه‌وارد دقیق‌تر است؟

تازه‌وارد تناقض‌های عادی‌شده را می‌بیند، اما زمینه همه رفتارها را نمی‌شناسد. روایت او را با تجربه باسابقه‌ها و شواهد فرایندی مقایسه کنیم.

۳چگونه تغییر هنجار را تشخیص دهیم؟

فقط اعلام انتظار جدید کافی نیست. باید رفتار در موقعیت واقعی، واکنش دیگران و استمرار آن را بررسی کرد و دید آیا هزینه نقض الگوی قبلی تغییر کرده است.

مراجع و منابع

  1. ون‌مانن، جان؛ و شاین، ادگار اچ. ۱۹۷۹. به‌سوی نظریه‌ای درباره جامعه‌پذیری سازمانی (Toward a Theory of Organizational Socialization). Research in Organizational Behavior، جلد ۱.
  2. چالدینی، رابرت بی.؛ کالگرن، کارل ای.؛ و رنو، ریموند آر. ۱۹۹۱. نظریه کانونی رفتار هنجاری (A Focus Theory of Normative Conduct). Advances in Experimental Social Psychology، جلد ۲۴، صفحات ۲۰۱–۲۳۴.
پایان مقاله
این مطلب به کارتان آمد؟ از ۱ تا ۵، یک عدد انتخاب کنید
— اولین رأی را شما بدهید
اشتراک‌گذاریdev.hrhome.ir/?p=34770
نویسنده این مقاله افشین دبیری مدیر ارشد منابع انسانی؛ مدرس و نویسنده حوزه توسعه سازمان

افشین دبیری، دانش‌آموخته دکتری مدیریت منابع انسانی دانشگاه تهران و مدیر ارشد منابع انسانی شرکت مهندسین مشاور موننکو ایران است. سابقه فعالیت در گروه مپنا و ساپکو و نگارش در حوزه فرهنگ سازمانی، توسعه مدیران و مدیریت منابع انسانی، بخش‌هایی از مسیر حرفه‌ای اوست.

از مقاله تا اجرا در سازمان

این چالش در سازمان شما هم هست؟

اگر می‌خواهید آنچه خواندید را در سازمان خود به کار بگیرید، درخواست‌تان را بفرستید تا هم‌تیمی‌های خانه منابع انسانی برای هماهنگی با شما تماس بگیرند.

  • تشخیص دقیق مسئلهپیش از هر راه‌حلی، ریشه را پیدا می‌کنیم
  • طراحی راه‌حل متناسبنه نسخه آماده؛ متناسب با فرهنگ و اندازه سازمان شما
  • همراهی تا اجرااز طراحی تا استقرار و سنجش نتیجه

میزگرد حرفه‌ای خانه منابع انسانی

پرسش این میزگرد

به همکار تازه‌وارد چه توصیه‌ای می‌کنید که در هیچ راهنمای رسمی نوشته نشده است؟

  • موقعیت چه بود؟
  • چه شواهدی داشتید؟
  • امروز چه تصمیمی می‌گرفتید؟
هنوز دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است. اگر تجربه یا پرسشی درباره این موضوع دارید، اولین دیدگاه را بنویسید.

دیدگاه خودتان را روی میز بگذارید

نام افراد و اطلاعات محرمانه سازمان را در دیدگاه ننویسید. نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود.

دیدگاه شما از کدام جنس است؟