پرش به محتوا

قصه آرشیو آقاجون

مدیری که فقط تماشاچی بود!

گفت‌وگو

تو جلسه، یکی از مدیرای ارشد رو کرد به من و گفت:

ـ واقعاً نمی‌دونم چمه… نه انگیزه دارم، نه حوصله آدم‌هامو. حس می‌کنم بی‌تفاوت شدم.

گفتم: این خطرناکه…

چرا؟

چون تو دیگه درد سازمانتو حس نمی‌کنی. و مدیری که درد نداره، دنبال درمانم نیست.

و یاد آقاجون افتادم…

یه روز که رفته بودم حجره، دیدم آقاجون با دقت نشسته پای دفتر حساب، ولی نه چیزی می‌نویسه، نه چاییشو می‌خوره.

پرسیدم: آقاجون، چیزی شده؟

لبخند محوی زد و گفت:

ـ یه سؤال بپرسم؟

ـ بفرمایید.

ـ به نظرت، یه آدم کی به دکتر مراجعه نمی‌کنه؟

گفتم: شاید وقتی درد نداره؟

آقاجون گفت:

ـ دقیقاً! و حالا بگو، یه مدیر کی دنبال اصلاح نمی‌ره؟

ـ وقتی فکر می‌کنه همه‌چی خوبه؟

ـ نه پسرم… وقتی نه چیزی حس می‌کنه، نه کسی رو می‌بینه!

این خطرناک‌ترین لحظه‌ی یه مدیره. جایی که بی‌حس می‌شه. نه اخم کارمند رو می‌بینه، نه دلخوری یه مشتری رو. همه‌چیز براش «عادی» می‌شه، و «عادی شدنِ درد»، آغازِ مرگه!

بعد رفت طرف سماور و ادامه داد:

ـ یه زمانی بود که صبح به صبح از صدای اهل حجره بغض گلومو می‌گرفت. به خودم می‌گفتم: «آقاجون، اینا با تو راه نمی‌آن، یا تو با اونا؟»

دست کشیدم به وجدانم… دیدم که فقط صدام بلنده، گوش‌هام نمی‌شنوه.

رفتم نشستم پای حرفشون.

از همون جا بود که فهمیدم، مدیریت فقط «پاسخ دادن» نیست…

«گوش دادنیه»، «درک کردنیه»، «همدلیه».

بعد یه جمله گفت که تا امروز حک شده به دیوار ذهنم:

مدیری که بی‌تفاوت شده و اهمیتی به کسی نمی‌ده، یعنی فراموش کرده که اون بالا نشستی واسه رسیدگی، نه تماشا.

اون مدیر تو جلسه، چند لحظه سکوت کرد. بعد گفت:

ـ یعنی اول باید خودم رو زنده کنم… بعد دنبال زنده کردن سیستم برم؟

گفتم: تو اول باید دوباره یاد بگیری «ببینی، بشنوی و بفهمی»؛ اگه فقط نگاه کنی، هیچی درست نمی‌شه.

و حالا از شما می‌پرسم:

آخرین باری که درد آدم‌هات رو «دیدی»، نه فقط شنیدی، کی بود؟

آیا واقعاً هنوز با سازمانت در ارتباطی؟ یا فقط داری به تابلوی مدیریت نگاه می‌کنی؟

به نظر شما این قصه درباره چه بود؟ لایه زیرین را ببینید لایه زیرین بی‌تفاوتی مدیر Managerial indifference

گفت‌وگو

شما در سازمان‌تان با این موضوع چه تجربه‌ای داشته‌اید؟

نخستین دیدگاه را شما بنویسید

نام افراد و اطلاعات محرمانه سازمان را ننویسید. ایمیل شما منتشر نمی‌شود.

یادداشت‌های دیگر قصه‌های آقاجون

همه