وقتی از تنهایی در محل کار حرف میزنیم، معمولاً تصویر کارمند دورکاری به ذهن میآید که روزها با هیچکس جز صفحه نمایش حرف نمیزند. دادههای تازه گالوپ این تصویر را سادهانگارانه نشان میدهد. در گزارش وضعیت محیط کار جهانی که آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد، ۲۲٪ شاغلان جهان گفتهاند روز گذشته بخش زیادی از روز را با احساس تنهایی گذراندهاند. این دادهها از پیمایش سال ۲۰۲۵ و پاسخ بیش از ۱۴۱ هزار شاغل به دست آمده است.
عددی که پایین نمیآید
گالوپ همین پرسش را در سالهای گذشته هم پرسیده است: ۲۰٪ در ۲۰۲۳، ۲۲٪ در ۲۰۲۴ و باز ۲۲٪ در ۲۰۲۵. یعنی در سالهایی که بسیاری از سازمانها کارکنان را به دفتر برگرداندند، تنهایی کم نشد. سازمان جهانی بهداشت هم در گزارش کمیسیون پیوند اجتماعی (ژوئن ۲۰۲۵) برآورد کرد که حدود یک نفر از هر شش نفر در جهان تنهایی را تجربه میکند و تنهایی با بیش از ۸۷۱ هزار مرگ در سال پیوند دارد؛ حدود ۱۰۰ مرگ در هر ساعت. همین گزارش میگوید بزرگسالان تنها ممکن است در یافتن یا نگه داشتن کار دشواری بیشتری داشته باشند و در طول زمان درآمد کمتری کسب کنند.
سه یافته که شهود ما را به چالش میکشد
یکم، کار ترکیبی درمان نیست. در دادههای ۲۰۲۵ گالوپ، ۲۴٪ دورکارهای کامل و دقیقاً همین سهم از کارکنان ترکیبی احساس تنهایی کردهاند. کمترین سهم، ۱۸٪، به کارکنان حضوریای میرسد که کارشان قابلیت دورکاری دارد. پس صرف دو روز حضور در دفتر، آدمها را به هم وصل نمیکند؛ ممکن است فقط رفتوآمد را اضافه کند.
دوم، مدیران تنهاترند. ۲۳٪ مدیران در برابر ۲۱٪ کارکنان بدون زیردست گفتهاند دیروز تنها بودهاند. همین مدیران در فشار روانی هم جلوترند: ۴۵٪ در برابر ۳۹٪. مدیری که میان خواستههای بالادست و نیازهای تیم گیر کرده، اغلب کسی را ندارد که بیپرده با او حرف بزند.
سوم، تنهایی با کیفیت کار گره خورده است. گالوپ در پژوهشی جداگانه روی شاغلان آمریکایی (۲۰۲۴) دید کارکنان درگیر کار ۶۴٪ کمتر از دیگران احتمال دارد تنها باشند. کسانی که حس میکنند نظرشان در کار اهمیت دارد ۳۹٪ و کسانی که هر روز فرصت انجام بهترین کارشان را دارند ۳۷٪ کمتر احتمال دارد تنهایی را گزارش کنند. داشتن دوستی صمیمی در کار این احتمال را ۲۱٪ کم میکند. یعنی معنای کار و صدای فرد، دستکم به اندازه دورهمی و ناهار گروهی اهمیت دارد.
چرا برای سازمان ایرانی جدی است
سازمان جهانی بهداشت گزارش میکند که سهم آدمهای تنها در کشورهای کمدرآمد حدود ۲۴٪ و در کشورهای پردرآمد حدود ۱۱٪ است. فشار اقتصادی، ساعت کار طولانی و شغل دوم، وقتِ پیوندهای بیرون از کار را میخورد و محل کار را به یکی از معدود جاهای ارتباط روزانه تبدیل میکند. از سوی دیگر، تیمی که در چند سال گذشته همکاران نزدیکش را به مهاجرت یا استعفا از دست داده، شبکه دوستیاش هم آسیب دیده است؛ چیزی که در هیچ گزارش ترک خدمتی ثبت نمیشود.
نکته مهم این است که تنهایی را نمیشود با یک برنامه شادیبخش سازمانی درمان کرد. دادهها میگویند تنهایی بیشتر به این وابسته است که آدمها در کار دیده و شنیده شوند و کاری انجام دهند که در آن خوباند. جشن پایان سال اگر روی تیمی بنشیند که در آن کسی نظر کارمند را نمیپرسد، فقط عکس خوبی برای شبکههای اجتماعی میسازد.
چه کنیم
به نظر ما سه حرکت ارزان و مؤثر وجود دارد. نخست، تنهایی را بسنجید؛ یک پرسش ساده در نظرسنجی دورهای کافی است: «دیروز چقدر احساس تنهایی کردید؟» و نتیجه را به تفکیک نوع کار و سطح مدیریتی ببینید. دوم، برای مدیران میانی حلقه همتایان بسازید؛ جلسهای ماهانه که در آن چند مدیر همسطح از واحدهای مختلف، بدون حضور مدیر ارشد، مسئلههای واقعیشان را مطرح کنند. سوم، روزهای حضوری را با هدف ارتباط طراحی کنید، نه با هدف حضور؛ اگر کارکنان ترکیبی روز دفتر را هم پشت لپتاپ و با هدفون میگذرانند، آن روز فقط هزینه رفتوآمد داشته است.
تنهایی در کار مسئلهای شخصی و احساسی به نظر میرسد، اما ردش در ترک خدمت، فرسودگی و کیفیت تصمیمها پیداست. برای اینکه آن را کنار شاخصهای دیگر پایش کنید، سری به شاخصهای منابع انسانی بزنید.
گفتوگو
شما در سازمانتان با این موضوع چه تجربهای داشتهاید؟
نخستین دیدگاه را شما بنویسید