در انتظار گودوتأمل در اثرنمایش «در انتظار گودو»: تیمی که میگوید برویم و تکان نمیخورددر پایان هر دو پرده نمایش بکت، ولادیمیر و استراگون توافق میکنند که بروند و از جایشان تکان نمیخورند. پسرکی پیغام میآورد که آقای گودو امشب نمیآید، اما فردا حتماً میآید. بسیاری از تیمها همین حالا در همین…ارقام پنهانتأمل در اثر«ارقام پنهان»: دوروتی ون فقط خودش را از ماشین نجات ندادگروهی از زنان «محاسب» در ناسا با آمدن رایانهای که میتواند کارشان را انجام دهد، در خطر بیکاریاند. سرپرستشان کتابی درباره زبان…فیلم زیستنتأمل در اثرفیلم زیستن کوروساوا: قولهایی که در شب ختم داده شدکارمندی که سی سال در اداره شهرداری توکیو کاری یکنواخت کرده، با شنیدن خبر بیماریاش پروندهای را به سرانجام میرساند که میان…مدیر مدرسهتأمل در اثر«مدیر مدرسه» آلاحمد: وقتی کسی برای فرار از کلاس مدیر میشودمعلمی خسته از کلاس پشت میز مدیریت مینشیند تا آرامتر زندگی کند. چند ماه بعد، غروبی که خودش در مدرسه نیست، یکی…مرگ ایوان ایلیچتأمل در اثر«مرگ ایوان ایلیچ»: نخستین فکر همکاران، صندلی خالی بودهمکاران یک قاضی خبر مرگ او را در روزنامه میخوانند و نخستین فکر هر کدام این است که چه کسی جای چه…بارتلبیتأمل در اثر«بارتلبی محرر»: مسئله کارمندی که نه گفت نبود، مدیری بود که نپرسیدمحرری آرام در دفتری در والاستریت روز و شب رونویسی میکند؛ تا روزی که از پشت پاراوان میگوید ترجیح میدهد این کار…