در انتظار گودو نمایشنامه ساموئل بکت است که متن فرانسویاش در سالهای ۱۹۴۸ و ۱۹۴۹ نوشته شد و نخستین بار در ژانویه ۱۹۵۳ در تئاتر بابیلون پاریس روی صحنه رفت. دو مرد، ولادیمیر و استراگون، کنار جادهای منتظر کسی به نام گودو هستند. درباره اینکه گودو کیست بسیار نوشتهاند. ما به پرسش سادهتری فکر میکنیم: چرا آنها نمیروند؟
پایانی که دو بار تکرار میشود
در پایان پرده نخست، پسرکی میآید و از قول آقای گودو میگوید که او امشب نمیآید، اما فردا حتماً میآید. دو مرد توافق میکنند که برای شب جایی پیدا کنند و همانجا میمانند. در پرده دوم همهچیز تقریباً تکرار میشود. پسرک دوباره همان پیغام را میآورد. دو مرد برای فردا نقشهای تازه میکشند، دوباره توافق میکنند که بروند و هیچکدام تکان نمیخورند. پرده میافتد. حتی دو جمله پایانی دو پرده یکسان است؛ فقط جای گویندهها عوض شده است.
نکتهای که معمولاً نمیبینیم
انتظار در سازمانها کم نیست: انتظار برای تصویب بودجه، تأیید ساختار تازه، تصمیم مدیرعامل درباره پروژه، امضای هیئتمدیره. نکته تلخ نمایش این است که انتظار بهتدریج از وضعیتی موقت به ساختار تبدیل میشود. ولادیمیر و استراگون دیگر منتظر نیستند تا کاری کنند؛ انتظار خودش کارشان شده است. روزشان را با آن پر میکنند، با آن به هم وصلاند، و رفتن یعنی پذیرفتن اینکه این همه انتظار بیحاصل بوده است.
نقش پسرک پیغامآور هم آشناست. او در سازمان ما مدیر میانی است که هر هفته از جلسه بالا برمیگردد و میگوید «این هفته نشد، هفته بعد حتماً». دروغ نمیگوید و تقصیری هم ندارد؛ فقط پیغام را میآورد. اما تکرار همین پیغام، تیم را سر جایش نگه میدارد. و «برویم» بدون حرکت، همان جمعبندی آشنای جلسههاست: «پس توافق کردیم که…»، و هیچکس از جایش بلند نمیشود.
سه ایده برای کار
- برای انتظار مهلت بگذارید. جمله «اگر تا فلان تاریخ تصمیم نیامد، فلان کار را میکنیم» انتظار را از ساختار به وضعیتی موقت برمیگرداند.
- از پیغامآور پرسش بپرسید، نه گلایه کنید. بپرسید چه چیزی مانع تصمیم است و چه دادهای کمک میکند. پیغامآور میتواند پیغام را در جهت برعکس هم ببرد.
- توافق را با نخستین قدم ثبت کنید. پایان هر جلسه، بهجای «توافق کردیم»، بنویسید چه کسی تا کی چه قدمی برمیدارد.
برای سنجیدن اینکه سازمان شما چقدر در انتظار تصمیمهای بالادست میماند، چکاپ سلامت منابع انسانی را امتحان کنید.
گفتوگو
شما در سازمانتان با این موضوع چه تجربهای داشتهاید؟
نخستین دیدگاه را شما بنویسید