تأمل در اثر

«ارقام پنهان»: دوروتی ون فقط خودش را از ماشین نجات نداد

وقتی رایانه آی‌بی‌ام به ناسا می‌رسد، دوروتی ون زبانش را یاد می‌گیرد؛ اما مهم‌ترین تصمیمش را در لحظه ارتقا می‌گیرد.

۵ دقیقه برای کارکنان و جویندگان کار گفت‌وگو

ارقام پنهان فیلمی به کارگردانی تئودور ملفی است که در سال ۲۰۱۶ اکران شد و آزادانه بر پایه کتابی به همین نام از مارگو لی شترلی ساخته شده است. فیلم داستان سه زن ریاضی‌دان سیاه‌پوست در ناسا در دوران مسابقه فضایی است. بیشتر توجه‌ها به کاترین جانسون و محاسبات پرواز است. ما می‌خواهیم به دوروتی ون نگاه کنیم و به تصمیمی که درباره آینده شغلی یک تیم کامل گرفت.

داستان دوروتی در فیلم

دوروتی ون عملاً سرپرست واحد محاسبه غربی است؛ واحدی که همه اعضایش زنان سیاه‌پوست‌اند و به او گفته شده برای این گروه سرپرست دائمی در نظر گرفته نشده است. او می‌فهمد ناسا رایانه آی‌بی‌ام ۷۰۹۰ را نصب کرده؛ ماشینی که می‌تواند جای محاسب‌های انسانی را بگیرد. در کتابخانه، به خاطر رفتن به بخش ویژه سفیدپوستان سرزنش می‌شود و پنهانی کتابی درباره فورترن با خود می‌برد. خودش یاد می‌گیرد و بعد به همکارانش یاد می‌دهد.

لحظه کلیدی: شرط ارتقا

دوروتی به اتاق رایانه می‌رود و ماشین را به کار می‌اندازد. به او پیشنهاد می‌شود سرپرست بخش برنامه‌نویسی شود. می‌پذیرد، به یک شرط: سی نفر از همکارانش هم با او به آن بخش منتقل شوند. و مدیری که پیش‌تر او را جدی نمی‌گرفت، سرانجام او را «خانم ون» صدا می‌زند.

نکته‌ای که معمولاً نمی‌بینیم

این داستان معمولاً به‌عنوان قصه «مهارت‌آموزی در برابر فناوری» تعریف می‌شود و درست هم هست. اما بخش کمتر دیده‌شده، لحظه ارتقاست. برای بیشتر ما ارتقا لحظه‌ای فردی است؛ پایان مسابقه‌ای که در آن برنده شده‌ایم. دوروتی ارتقا را لحظه چانه‌زنی برای تیم دید. او از تنها زمانی که قدرت چانه‌زنی داشت، برای جابه‌جا کردن سی نفر استفاده کرد؛ کسانی که بدون او در آینده سازمان جایی نداشتند.

یک امانت‌داری هم لازم است. فیلم آزادانه با تاریخ رفتار کرده است. بنا بر منابع تاریخی، دوروتی ون از سال ۱۹۴۹ سرپرست واحد محاسبه غربی بود و پیش‌تر با رایانه‌ای قدیمی‌تر و همان زبان فورترن کار کرده بود. پس صحنه‌ها دراماتیزه‌اند؛ اما الگویی که فیلم برجسته می‌کند، یعنی یاد گرفتن ماشین پیش از آمدنش و یاد دادنش به دیگران، ارزش تأمل دارد.

سه ایده برای کار

  • ماشین را پیش از نصب بشناسید. وقتی فناوری تازه‌ای به سازمان می‌آید، کسانی که کارشان در خطر است باید نخستین یادگیرندگان باشند، نه آخرین کسانی که خبردار می‌شوند.
  • ارتقا را لحظه چانه‌زنی برای تیم ببینید. مدیری که هنگام ارتقا فقط برای خودش مذاکره می‌کند، فرصتی نادر را از دست داده است.
  • یادگیری غیررسمی را جدی بگیرید. وقتی راه‌های رسمی بسته است، آدم‌ها از راه‌های دیگر یاد می‌گیرند؛ سازمان هوشمند این راه‌ها را پیدا و تقویت می‌کند.

فیلم‌های دیگری از این دست را در فهرست فیلم‌های خانه منابع انسانی ببینید.

گفت‌وگو

شما در سازمان‌تان با این موضوع چه تجربه‌ای داشته‌اید؟

نخستین دیدگاه را شما بنویسید

نام افراد و اطلاعات محرمانه سازمان را ننویسید. ایمیل شما منتشر نمی‌شود.

یادداشت‌های دیگر اندیشه و هنر

همه