قصه آرشیو آقاجون

«تصمیم در مه عدم قطعیت»

گفت‌وگو

جلسه تیم مدیریت یک شرکت تولیدی در تهران، درست بعد از اعلام گزارش مالی سه‌ماهه، یکی از کارشناسان با صدای لرزان خطاب به مدیرعامل گفت: «مهندس… نرخ دلار هر روز بالاتر می‌رود، قیمت مواد اولیه غیرقابل پیش‌بینی است و مشتری‌ها هم منتظر ما نمی‌مانند. اگر همین الان تصمیم نگیریم، پروژه به عقب می‌افتد و ضرر سنگین می‌کنیم!»

من سرم را پایین انداختم و به فکر فرو رفتم. چرا باید حتی کوچک‌ترین تصمیم‌ها در شرایط اقتصادی این‌قدر مبهم و پرریسک باشند؟ پس تحلیل‌ها و نمودارهایی که ساعت‌ها آماده کرده بودیم چه فایده‌ای دارند وقتی همه‌چیز هر روز تغییر می‌کند؟

شب همان روز، خسته و بی‌قرار، به خانه‌ی آقاجون رفتم. سر سفره، آرامش همیشگی‌اش را داشت و یک قاشق برنج خورد و با همان لهجه ساده و پرمغز گفت: چی شده پسرم؟

گفتم: آقاجون با شرایط اقتصادی که هر روز قیمت نوسان دارد، نمی‌تونیم پیش‌بینی کنیم، نمی‌تونم تصمیم بگیریم.

آقاجون گفت:

«پسرم… بازار و زندگی همیشه مه‌آلود است. کسی که منتظر روشن شدن همه‌چیز باشد، هیچ‌وقت حرکت نمی‌کنه.»

آقاجون لبخندی زد و اضافه کرد:

«کسی که وسط مه حرکت می‌کنه، فرصت‌ها را از دست نمی‌ده. کسی که صبر می‌کنه تا همه‌چیز روشن شود، همیشه عقب می‌مونه.»

همان‌طور که تصویر بازار و نوساناتش جلوی چشمم آمد، یاد کاری که خود آقاجون در این شرایط انجام می‌داد افتادم. آقاجون همیشه نصف سرمایه‌اش را وارد حجره می‌کرد و نصف را به صورت دارایی امنی نگه می‌داشت تا اگر شرایط خراب شد، زمین نخورد. فهمیدم که راهکار عملی وسط مه و تورم، حرکت با امنیت نسبی و انعطاف است.

این جمله کوتاه مثل جرقه‌ای ذهن من را روشن کرد. گاهی آدم به خاطر شرایط، چیزی که سال‌ها انجام داده را فراموش می‌کند و شروع به بهانه گرفتن می‌کند که نمی‌شود و نشد. انگار آقاجون بهم یادآوری کرد که در شرایط عدم قطعیت اقتصادی، انتظار برای داده کامل یعنی از دست دادن فرصت‌ها.

در جلسه فردا به مدیرعامل گفتم:

«بهترین راهکار در شرایط عدم قطعیت و نوسان بازار، سناریونویسی تصمیمات احتمالی است. یعنی برای هر مسیر احتمالی یک برنامه عملی و برگشت‌پذیر داشته باشیم:

اگر قیمت مواد اولیه بالاتر رفت، مسیر A با اولویت کاهش هزینه‌ها و استفاده از منابع جایگزین اجرا شود.

اگر قیمت پایین آمد، مسیر B با تمرکز بر افزایش حجم تولید و بهره‌برداری از فرصت سوددهی فعال شود.

اگر قیمت ثابت ماند، مسیر C با تمرکز بر بهینه‌سازی فرآیندها و آماده‌سازی تیم برای سناریوهای بعدی اجرا گردد.

در هر مسیر، شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) و نقاط تصمیم مشخص شده‌اند تا تیم بتواند در هر شرایط چابک حرکت کند و ریسک فاجعه‌آمیز را کاهش دهد. این روش برگرفته از رویکردهای Agile در تصمیم‌گیری سریع و چابک است.»

مدیرعامل گفت:

«پس باید از انتظار برای قطعیت مطلق دست بکشیم و ساختار تصمیم‌گیری براساس سناریوهای مختلف داشته باشیم.»

و من همان جلسه، یک مدل سناریو عملیاتی برای تیم طراحی کردم تا بتوانند در شرایط ناپایدار اقتصادی و تورم تصمیم سریع و هوشمندانه بگیرند و از فرصت‌ها استفاده کنند.

شما آخرین بار چه تصمیم مهمی را به خاطر شرایط ابهام و عدم قطعیت از دست دادید؟

به نظر شما این قصه درباره چه بود؟ لایه زیرین را ببینید لایه زیرین تصمیم در عدم قطعیت Decision-making under uncertainty

گفت‌وگو

شما در سازمان‌تان با این موضوع چه تجربه‌ای داشته‌اید؟

نخستین دیدگاه را شما بنویسید

نام افراد و اطلاعات محرمانه سازمان را ننویسید. ایمیل شما منتشر نمی‌شود.

یادداشت‌های دیگر قصه‌های آقاجون

همه