بخش ۱ | درس ۱ از ۳
سه استخدام، یک صندلی خالی
در پایان این درس میتوانی:
- هزینههای آشکار و پنهان یک استخدام ناموفق را از هم جدا کنی.
- هزینه یک استخدام ناموفق را با واحد «حقوق ماهانه» تخمین بزنی.
- پرونده صندلی خالی را باز کنی و سه فرضیه اولیه درباره علت آن بنویسی.
این معمای کل دوره است. پاسخش را در درس آخر با هم پیدا میکنیم.
پرونده را باز کن
شرکت پخش نیکآوران (نمونه فرضی) در ۱۴ ماه سه بار برای یک صندلی استخدام کرده است: سرپرست فروش منطقه شرق تهران. تیمی ششنفره از فروشندگان، زیر دست این سرپرست کار میکنند.
مدیر فروش، آقای فرهادی، حالا یک درخواست تازه فرستاده است: «یه نفر میخوام، فقط این دفعه بمونه.» پرونده روی میز مریم است؛ کارشناس جذب با سه سال سابقه. و حالا روی میز تو.
ببهروز
بهترین فروشنده یک شرکت رقیب؛ با معرفی یکی از دوستان آقای فرهادی آمد.
ماند: ۴ ماه
«فکر میکردم سرپرستی یعنی بیشتر فروختن.»
ککیان
رزومهای درخشان از یک شرکت پخش بزرگ؛ مصاحبهای که همه را راضی کرد.
ماند: ۲ ماه
«آنچه در مصاحبه گفتند، با روز اول یکی نبود.»
سسمیرا
سابقه سرپرستی در یک شرکت کوچکتر؛ آرام و دقیق.
ماند: ۶ ماه
«سه ماه طول کشید تا بفهمم دقیقاً از من چه میخواهند.»
یک نکته از گزارش مریم: هر سه بار فرایند تقریباً یکسان بود؛ یک آگهی سهخطی، یک مصاحبه ۳۰ دقیقهای با آقای فرهادی و تصمیم در همان روز.
دام اول
وسوسه این است که بگوییم «این سه نفر آدمهای مناسبی نبودند.» شاید. اما وقتی یک صندلی سه بار با سه آدم متفاوت شکست میخورد، احتمالاً مسئله در آدمها نیست؛ در فرایندی است که آنها را انتخاب کرده.
یکسوم، یکسوم، یکسوم
بیشتر مدیران در تصمیمهای مربوط به آدمها کارنامهای بهتر از این ندارند: یکسوم تصمیمها درست، یکسوم کماثر و یکسوم شکست کامل.
پیتر دراکر، مقاله «چگونه درباره آدمها تصمیم بگیریم»، هاروارد بیزینس ریویو، ۱۹۸۵ (نقل به مضمون)
دراکر این را بیش از چهل سال پیش نوشت. نیکآوران، با سه شکست پشت سر هم، حتی از این میانگین هم عقب است. سؤال این درس ساده است: این سه شکست واقعاً چقدر خرج برداشت؟
کوه یخ هزینه
بیشتر سازمانها هزینه استخدام را با فاکتور آگهی و حقوق پرداختشده حساب میکنند. این فقط نوک کوه یخ است. قبل از دیدن محاسبه، حدس بزن: هر مورد زیر آشکار است یا پنهان؟ یعنی آیا معمولاً در حسابوکتاب سازمان دیده میشود یا نه؟
هزینه آگهی در سایتهای کاریابی
ساعتهایی که آقای فرهادی صرف مصاحبه و آموزش هر سه نفر کرد
حقوق و مزایای پرداختشده به بهروز در چهار ماه
فروشی که منطقه شرق در ماههای بیسرپرستی و سرپرستی ضعیف از دست داد
استعفای یکی از فروشندگان باسابقه تیم که با سرپرست جدید کنار نیامد
نامزد مناسبی که بهخاطر انتخاب بهروز، از دست رفت
محاسبه با یک واحد ساده
برای اینکه عددها با تورم کهنه نشوند، هزینهها را با واحد «حقوق ماهانه همان شغل» میسنجیم. این محاسبه برای خروج بهروز است (نمونه فرضی):
| قلم هزینه | نوع | معادل حقوق ماهانه |
|---|---|---|
| آگهی، غربال و مصاحبه | آشکار و پنهان | ۰٫۵ |
| حقوق ماههایی که بهرهوری نزدیک صفر بود | پنهان | ۲ |
| آموزش و زمان مدیر | پنهان | ۰٫۵ |
| فروش ازدسترفته منطقه | پنهان | ۳ |
| جایگزینی فروشندهای که رفت | پنهان | ۱٫۵ |
| جذب دوباره برای همان صندلی | آشکار | ۰٫۵ |
| جمع | حدود ۸ برابر |
عددهای این جدول فرضیاند و در هر سازمان فرق میکنند. اما نسبت آنها تقریباً همیشه همین شکل را دارد: بخش آشکار کوچک است و بخش پنهان بزرگ.
بینش
گرانترین استخدام اشتباه، آن که میرود نیست؛ آن که میماند است. بهروز بعد از چهار ماه رفت و هزینهاش بسته شد. یک سرپرست متوسط که پنج سال بماند، هر ماه کمی از تیم و فروش را میخورد و هیچوقت در هیچ گزارشی بهعنوان «استخدام اشتباه» دیده نمیشود.
دفترچه کارآگاه
حالا نوبت توست. هنوز داده کافی نداری و قرار هم نیست پرونده را امروز ببندی. فقط سه فرضیه بنویس: به نظرت در هر یک از این سه خروج، کجای کار ایراد داشت؟
تمرین ┃ ۵ دقیقه
در صفحه ۲ کاربرگ «پرونده استخدام من»:
- برای بهروز، کیان و سمیرا، هر کدام یک فرضیه یکخطی بنویس.
- همان جدول هزینه را برای آخرین استخدام ناموفقی که دیدهای پر کن؛ حتی اگر تخمینی است.
فرضیههایت را نگه دار. در طول دوره، هر بخش یکی از سرنخها را رو میکند و میبینی کدام فرضیه درست بود.
کاربرگ پرونده استخدام من
۴ صفحه ┃ برای تکلیف صفر و درس ۱ تا ۳
☘️از خانه منابع انسانی
وقتی سازمانی برای «یک استخدام فوری» سراغ ما میآید، اولین سؤالمان درباره آگهی یا حقوق نیست؛ درباره نفر قبلی است: چرا رفت؟ پاسخ صادقانه این سؤال، معمولاً نیمی از آگهی بعدی را مینویسد.
گفتوگو
در سازمان تو، صندلیای هست که مدام خالی میشود؟ بدون نام بردن از سازمان یا افراد، در دیدگاههای پایین همین درس بنویس که فکر میکنی چرا.
اگر فقط سه چیز یادت بماند
- وقتی یک صندلی سه بار خالی میشود، مسئله در فرایند است، نه فقط در آدمها.
- هزینه استخدام اشتباه مثل کوه یخ است: بخش پنهانش بزرگتر است.
- گرانترین استخدام اشتباه، آن است که میماند.
✓ پایان درس ۱
برای ثبت پیشرفت، این دو دکمه را در پایین صفحه بزن:
قدم بعد: درس ۲ | قیف جذب، از نیاز تا ماندگاری