این موقعیت درباره ثبت تردد به جای همکار است؛ ماجرایی تخیلی با نامهای ساختگی که میان قاعده و دلسوزی، پاسخ آماده ندارد.
وقتی کارکنان برای مشکل واقعیشان راه رسمی پیدا نمیکنند، راه غیررسمی میسازند؛ تخلف را باید دید، اما خلأیی را هم که آن را ساخت.
پیش از خواندن نظر تحریریه، پاسخ خودتان را در یک جمله بنویسید.
در «ریختهگری البرزفام» (نام تخیلی)، تصاویر دوربین نشان میدهد «رضا» (نام تخیلی)، کارگری با بیست سال سابقه، سه ماه است صبحها کارت ورود «امید» (نام تخیلی) را هم میزند. امید سه روز در هفته مادرش را به دیالیز میبرد و حدود یک ساعت دیر میرسد؛ عصرها بیمزد بیشتر میماند. سرپرست شیفت میگوید خبر داشته و «چشمپوشی کرده». دو کارگر دیگر هم ماجرا را میدانند.
با رضا، امید و سرپرست شیفت چه میکنید؟
چند سرنخ برای فکر کردن
- تخلف از قاعده و دلیل انسانی پشت آن را جدا ببینید؛ هیچکدام دیگری را پاک نمیکند.
- سهم سرپرستی که دید و چیزی نگفت، کمتر از سهم آن دو نفر نیست.
- پرسش اصلی شاید این باشد: چرا امید راهی رسمی برای جابهجایی ساعت کارش نمیشناخت؟
تحلیل
نظر تحریریه خانه منابع انسانی: دو اشتباه رایج اینجا هست: برخورد انضباطی تند که پیام میدهد «مشکل خانوادگیتان را به ما نگویید»، و چشمپوشی که به بقیه میگوید قاعده برای آدمهای محبوب نیست. راه میانه این است: با هر سه نفر جداگانه و رسمی گفتوگو کنید، تخلف را به نام خودش بنامید و ثبت کنید، اما پیامد را متناسب نگه دارید. همزمان برای امید راه رسمی بسازید: جابهجایی ساعت کار، کسر ساعت یا مرخصی ساعتی. اخراج فوری را توصیه نمیکنیم؛ هر برخورد انضباطی جدی باید از مسیر آییننامه انضباطی و مقررات قانون کار بگذرد، وگرنه خودش دعوای تازه میسازد. و از خودتان بپرسید چند امید دیگر در کارخانه هست که راهی جز دور زدن قاعده پیدا نکردهاند.
موقعیت تخیلی است؛ نام شرکت و افراد ساختگی است.
گفتوگو
با رضا، امید و سرپرست شیفت چه میکنید؟
نخستین دیدگاه را شما بنویسید