فهرست مطالب این مقاله
- ۱.از خروجی شغل شروع کنید
- ۲.داده را از چند منبع مرتبط بگیرید
- ۳.انتخاب آزمون شغلی بر اساس ویژگی قابل ارزیابی
- ۴.زمان نیاز به قابلیت را مشخص کنید
- ۵.اولویتها را با اهمیت و پیامد خطا بررسی کنید
- ۶.ماتریس ارتباط شغل و ارزیابی بسازید
- ۷.تفاوت سطح و محیط نقش را حفظ کنید
- ۸.خروجی تحلیل را به سند انتخاب ابزار تبدیل کنید
- ۹.چکلیست تحویل تحلیل شغل به تیم ارزیابی
- ۱۰.جمعبندی
انتخاب آزمون شغلی زمانی مبنای روشنی پیدا میکند که معیارهای استخدام از واژههای کلی به الزامات نقش تبدیل شده باشند. وقتی معیار با عبارتهایی مانند «باهوش»، «باانگیزه» و «دارای روابط عمومی خوب» نوشته میشود، انتخاب ابزار هم معمولاً به سلیقه وابسته میماند. باید بدانیم فرد قرار است چه کاری انجام دهد، در کدام موقعیتها تصمیم بگیرد و چه شواهدی آمادگی او را نشان میدهد.
تحلیل شغل (Job Analysis) در این مرحله، فهرستکردن شرح وظایف برای بایگانی نیست. هدف، ساختن زنجیرهای روشن میان کار، ویژگی لازم و روش ارزیابی است. این زنجیره باید به تصمیمگیرنده اجازه دهد درباره هر ابزار بپرسد: این نتیجه، کدام ابهام مهم درباره انجام شغل را کم میکند؟ اگر پاسخ مشخصی وجود ندارد، افزودن آزمون نیازمند بازنگری است.
از خروجی شغل شروع کنید
پیش از جمعآوری فهرست شایستگیها، خروجیهای اصلی نقش را مشخص کنید. چه چیزی باید بهموقع، با چه کیفیتی و تحت چه محدودیتهایی تحویل شود؟ تصمیمهای پرتکرار و موقعیتهای پرخطر کداماند؟ نقش با چه کسانی تعامل دارد و خطای آن چه پیامدی ایجاد میکند؟ این پرسشها مانع میشوند تصویر کلی از «کارمند خوب» جای الزامات همان شغل را بگیرد.
بین فعالیت و نتیجه تفاوت بگذارید. «شرکت در جلسه» یک فعالیت است؛ «جمعبندی اطلاعات متعارض و پیشنهاد اقدام قابل اجرا» توصیف دقیقتری از بخشی از عملکرد است. انتخاب روش سنجش بر اساس توصیف دوم، روشنتر میشود؛ زیرا رفتار و محصولی وجود دارد که میتوان درباره آن شاهد جمعآوری کرد. لازم نیست همه خروجیها عددی باشند، اما باید برای افراد مطلع قابل توضیح و بررسی باشند.
داده را از چند منبع مرتبط بگیرید
مدیر مستقیم درباره انتظارها و اولویتها اطلاعات دارد، اما تنها منبع نیست. شاغلان باتجربه، همکاران مرتبط، اسناد فرایند، نمونه خروجیها و مشاهده کار میتوانند بخشهایی را روشن کنند که در شرح رسمی دیده نمیشود. اختلاف نظر میان منابع را حذف نکنید؛ بررسی کنید ناشی از تفاوت واحد، سطح نقش یا تغییر واقعی کار است.
در گفتوگوها بهجای پرسیدن «چه شخصیتی مناسب است»، درباره موقعیتهای دشوار و رفتار لازم سؤال کنید. چه چیزی کار را برای تازهواردان دشوار میکند؟ چه خطاهایی دیر آشکار میشوند؟ کدام بخش کار با آموزش کوتاه قابل یادگیری است؟ کدام تصمیم به تجربه تخصصی نیاز دارد؟ پاسخها را با جزئیات وظیفه ثبت کنید و از تبدیل سریع آنها به نام یک آزمون خودداری کنید.
نکتهتوافق سریع درباره چند صفت عمومی ممکن است نشانه ابهام باشد. از مشارکتکنندگان بخواهید برای هر صفت، وظیفه و شاهد رفتاری مرتبط را توضیح دهند.

انتخاب آزمون شغلی بر اساس ویژگی قابل ارزیابی
بعد از شناخت کار، دانش، مهارت، توانایی و ویژگیهای مرتبط را استخراج کنید. این مفاهیم یکسان نیستند. دانستن یک رویه، توانایی اجرای آن، ظرفیت تحلیل مسئله تازه و ترجیح فرد در تعامل با دیگران، هرکدام شاهد متفاوتی میطلبند. اگر همه زیر عنوان کلی «شایستگی» قرار میگیرند، در سطح طراحی ارزیابی باز هم باید ماهیت آنها روشن باشد.
تعریف هر ویژگی را تا حد امکان عملیاتی کنید. عبارتی مانند «تحلیل اطلاعات» باید روشن کند فرد با چه نوع اطلاعاتی کار میکند، چه ابهامی را حل میکند و چه خروجی قابل قبولی ارائه میدهد. این تعریف، هم به انتخاب ابزار کمک میکند و هم جلوی تفسیر گسترده و نامرتبط نتیجه را میگیرد. آزمونی که یک توانایی عمومی را میسنجد، بهتنهایی شاهد تسلط بر همه وظایف تحلیلی شغل نیست.
زمان نیاز به قابلیت را مشخص کنید
برای هر الزام بنویسید آیا در بدو ورود ضروری است یا میتوان آن را در مسیر آموزش و تجربه ایجاد کرد. این تفکیک به معنی کماهمیتبودن قابلیتهای آموختنی نیست؛ مسئله این است که قاعده انتخاب باید با انتظار سازمان از نقطه شروع فرد هماهنگ باشد. سنجش دانشی که قرار است بعداً آموزش داده شود، ممکن است بهجای آمادگی نقش، فرصتهای آموزشی قبلی را بازتاب دهد.
همزمان ظرفیت واقعی آموزش را بررسی کنید. نباید مهارتی را آموختنی اعلام کرد، اما برای آن زمان، مربی یا امکان تمرین نداشت. توافق استخدام و واحد بهرهبردار باید شامل سطح آمادگی موردنیاز، فاصله قابل پذیرش و مسئولیت توسعه پس از ورود باشد. در غیر این صورت، اختلاف درباره انتخاب ابزار درواقع اختلاف حلنشده درباره انتظار از نیروی تازه است.
اولویتها را با اهمیت و پیامد خطا بررسی کنید
تکرار یک وظیفه تنها معیار اهمیت آن نیست. بعضی موقعیتها کمتکرار اما پرپیامدند. از طرف دیگر، یک فعالیت پرتکرار ممکن است ساده و آموزشپذیر باشد. برای اولویتبندی، درباره اهمیت، دشواری، پیامد خطا و ضرورت آمادگی اولیه گفتوگو کنید. اگر مقیاس امتیازدهی به کار میبرید، معنای درجهها را از قبل روشن کنید تا عددها جای اختلاف مفهومی را پنهان نکنند.
لازم نیست برای هر ویژگی وزن دقیق محاسبه شود. در مرحله نخست، جداسازی الزامات ضروری، ترجیحی و کمارتباط میتواند مفیدتر از ساختن جدول پیچیده باشد. هر وزن یا حدنصابی که بعداً وارد تصمیم میشود، باید منطق مشخصی داشته باشد. میانگین نظر چند نفر بدون بررسی دلیل اختلاف، خودبهخود به معیار درست تبدیل نمیشود.
ماتریس ارتباط شغل و ارزیابی بسازید
برای هر الزام اولویتدار، چهار خانه را کامل کنید: وظیفه مرتبط، تعریف ویژگی، شاهد موردنیاز و روش پیشنهادی. در ستون دیگری نیز بنویسید چه چیزی با آن روش سنجیده نمیشود. این ستون محدودیتها مهم است؛ زیرا کمک میکند گزارش آزمون بیش از دامنه واقعی ابزار تفسیر نشود. سپس بررسی کنید آیا چند روش یک ویژگی را تکرار میکنند و آیا یک الزام مهم بیپوشش مانده است.
روش پیشنهادی را قطعی نکنید تا مستندات و امکان اجرا بررسی شود. ممکن است یک نمونهکار از نظر ارتباط با وظیفه مناسب به نظر برسد، اما طراحی و نمرهگذاری آن هنوز استاندارد نشده باشد. ممکن است آزمون موجود، برای ویژگی موردنیاز شاهد مناسبی داشته باشد، اما گروه هدف یا زبان اجرا با شرایط سازمان سازگار نباشد. ماتریس، ابزار پرسشگری است و جای بررسی فنی را نمیگیرد.
هشداراز شباهت ظاهری نام یک خردهمقیاس به عنوان شایستگی، نتیجه نگیرید که آن شایستگی پوشش داده شده است. تعریف سازه و شواهد ابزار را بررسی کنید.

تفاوت سطح و محیط نقش را حفظ کنید
دو شغل با عنوان یکسان میتوانند الزامهای متفاوتی داشته باشند. میزان اختیار، پیچیدگی مسئله، نوع مشتری، وابستگی به فناوری و شرایط محیطی را ثبت کنید. ابزار مشترک برای یک خانواده شغلی ممکن است قابل دفاع باشد، اما این تصمیم باید با بررسی شباهت کار گرفته شود. یکسانسازی صرفاً برای سادهکردن خرید و اجرا، دلیل کافی برای تعمیم نتیجه نیست.
برای نقشهای مدیریتی نیز نام کلی «رهبری» را به مؤلفههای مشخص تبدیل کنید. اداره کار روزمره، هماهنگی میان واحدها و تصمیمگیری راهبردی یک دامنه واحد ندارند. ابزار سنجش باید با سطح مسئولیت و شواهد موردنیاز متناسب باشد. پیش از مقایسه مدیران، روشن کنید آیا واقعاً انتظار یکسانی از آنها وجود دارد یا فقط عنوان گزارش مشترک است.
خروجی تحلیل را به سند انتخاب ابزار تبدیل کنید
گزارش نهایی باید کوتاه و قابل استفاده باشد: دامنه شغل، منابع اطلاعات، تاریخ و مسئول بررسی، الزامهای اولویتدار و ماتریس ارزیابی. اختلافهای حلنشده را نیز ثبت کنید. سندی که همه موارد را ضروری اعلام کند، برای انتخاب ابزار راهنما نیست. تصمیمگیرنده باید بتواند بفهمد کدام شاهد برای ورود لازم است و کدام موضوع در مرحله توسعه پیگیری میشود.
پیشنهاد خانه منابع انسانی این است که پیش از دعوت ارائهدهندگان، همین سند مبنای درخواست پیشنهاد قرار گیرد. بهجای پرسیدن «چه آزمونهایی دارید»، از آنها بخواهید توضیح دهند ابزار پیشنهادی کدام نیاز را پوشش میدهد و چه محدودیتی دارد. این تغییر ساده، گفتوگو را از فهرست محصولات به مسئله سازمان برمیگرداند.
چکلیست تحویل تحلیل شغل به تیم ارزیابی
- وظایف و خروجیهای اولویتدار با مشارکت افراد مطلع بررسی شدهاند.
- برای هر ویژگی، رفتار یا محصول قابل مشاهده تعریف شده است.
- سطح ضروری در ورود و قابلیت قابل توسعه از یکدیگر تفکیک شدهاند.
- ماتریس وظیفه، ویژگی، شاهد و روش، همراه با محدودیتهایش ثبت شده است.
جمعبندی
انتخاب آزمون بر مبنای تحلیل شغل، به معنای تبدیل کار به چند صفت جذاب نیست. باید از خروجیها و موقعیتهای واقعی کار به الزام، از الزام به شاهد و از شاهد به روش ارزیابی برسیم. کیفیت این زنجیره، مبنای تصمیم درباره ابزار است. هر جا یکی از پیوندها مبهم بماند، ابتدا باید همان ابهام برطرف شود.
مراجع و منابع
- اداره مدیریت کارکنان آمریکا. تحلیل شغل و پیوند وظایف، شایستگیها و محتوای ابزار انتخاب کارکنان؛ بخش ارزیابی و انتخاب.
- اداره مدیریت کارکنان آمریکا. راهنمای طراحی راهبرد ارزیابی؛ بخش انتخاب ابزار متناسب با شایستگیهای شغلی.
- انجمن روانشناسی صنعتی و سازمانی. اصول اعتبارسنجی و استفاده از روشهای انتخاب کارکنان، ویرایش پنجم، ۲۰۱۸؛ بخش تحلیل کار.
این چالش در سازمان شما هم هست؟
اگر میخواهید آنچه خواندید را در سازمان خود به کار بگیرید، درخواستتان را بفرستید تا همتیمیهای خانه منابع انسانی برای هماهنگی با شما تماس بگیرند.
- تشخیص دقیق مسئلهپیش از هر راهحلی، ریشه را پیدا میکنیم
- طراحی راهحل متناسبنه نسخه آماده؛ متناسب با فرهنگ و اندازه سازمان شما
- همراهی تا اجرااز طراحی تا استقرار و سنجش نتیجه



میزگرد حرفهای خانه منابع انسانی
کدام معیار استخدام در سازمان شما هنوز به رفتار یا خروجی مشخص شغلی ترجمه نشده است؟