شغلها بیصدا عوض میشوند: سامانه تازهای میآید، همکاری میرود و کارش میان بقیه پخش میشود، مشتری تازه انتظار تازهای میآورد. شرح شغل اما در پرونده میماند و همچنان مبنای ارزیابی، حقوق و آموزش است. نتیجه این است که کارمند را با معیار شغلی میسنجیم که دیگر وجود ندارد، و کاری که واقعاً انجام میدهد در هیچ سندی دیده نمیشود.
گفتوگو
شما در سازمانتان با این موضوع چه تجربهای داشتهاید؟
یادداشتهای دیگر کوتاهگویی
همه
نظام پاداشنقلقول و تفسیراستیون کر و نظام پاداش؛ پاداش به الف، امید به ب«حماقتِ پاداش دادن به الف، در حالی که به ب امید بستهایم» از استیون کر. کارکنان بیانیه را نمیخوانند، نظام پاداش را…دوره آزمایشییک خطدوره آزمایشی؛ امتحانی که سازمان هم در آن نمره میگیرد«دوره آزمایشی دوطرفه است؛ فقط یک طرف فرم ارزیابی دارد.» تازهوارد هم در همین مدت سازمان را میسنجد؛ فقط نمرهاش در فرمی…تناسب فرد و شغلنقلقول و تفسیرمولانا و تناسب فرد و شغل؛ میلی که در مصاحبه پرسیده نمیشود«هر کسی را بهر کاری ساختند / میل آن را در دلش انداختند» از مولانا جلالالدین محمد بلخی. در استخدام میپرسیم «میتوانی؟»…
نخستین دیدگاه را شما بنویسید