هر کسی را بهر کاری ساختند / میل آن را در دلش انداختند — مولانا جلالالدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش ۶۸
در این بیت دو چیز کنار هم آمده: «ساخته شدن» برای کاری، و «میل» به همان کار. ما در استخدام معمولاً فقط نیمه اول را میسنجیم: مدرک، سابقه، آزمون مهارت. میپرسیم «میتوانی؟» و کمتر میپرسیم «میخواهی؟» اما تناسب فرد و شغل بی میل کامل نمیشود. حسابداری که دقیق است ولی از تنهایی پشت میز فرسوده میشود، یا فروشندهای که خوب حرف میزند ولی از «نه» شنیدن هر روزه رنج میبرد، شاید سالها کار را درست انجام دهند؛ اما هر روز با خودشان میجنگند و این جنگ دیر یا زود در کارشان دیده میشود. مدیری که این را ببیند، گاهی بهترین کارش جابهجا کردن آدم است، نه آموزش بیشتر یا هشدار. مولانا میل را نشانه ساخته شدن برای کار میداند؛ ما دستکم میتوانیم آن را یکی از پرسشهای جدی مصاحبه کنیم.
کار فردا: در مصاحبه بعدی این پرسش را اضافه کنید: «کدام بخش این کار را حتی اگر کسی نبیند، با رغبت انجام میدهی؟»
گفتوگو
شما در سازمانتان با این موضوع چه تجربهای داشتهاید؟
نخستین دیدگاه را شما بنویسید