قصه آرشیو آقاجون

وقتی برق پرید، تازه همدیگر رو دیدیم!

گفت‌وگو

ساعت ۹:۰۰ صبح بود. همه پای سیستم. بعضیا توی جلسه آنلاین، بعضیا غرقِ اکسل و گزارش، بعضیا هم… توی رویا و فکر مرخصی آخر هفته!

یهو برق قطع شد. یه «تق!» کوچیک، ولی کافی برای خاموش کردن همه‌چی… مانیتورها مُردن، مودم قهر کرد، پرینترم که انگار راحت شد از کار!

چند ثانیه سکوت… بعد صداها شروع شد:

ـ «خب دیگه امروزم پرید!»

ـ «فقط خدا کنه فایل‌هامون نپریده باشه…»

ـ «بریم صبحونه دوم؟!»

ـ «برقا رفته، انگیزه‌هامونم رفت!»

ولی یکی از بچه‌ها، خونسرد و آروم، بدون غر زدن، از کشوی میزش یه چراغ‌قوه کوچیک درآورد. اومد وسط سالن و گفت: «بیاین بگین تو این تاریکی، چی کار می‌شه کرد؟»

اولش همه خندیدن. یکی گفت: ـ «هیچی! بشینیم فاتحه بخونیم!»

ولی اون برگشت گفت: «نه رفقا… وقتی برق می‌ره، مغز باید روشن‌تر کار کنه.»

بعد سریع گفت: «تا برق بیاد، یه تمرین واقعی داریم؛ بدون اینترنت، بدون سیستم، فقط با مغز و یه برگ کاغذ. موضوع اینه: اگه تکنولوژی ازمون گرفته بشه، چطور دوام میاریم؟ راه‌حل‌هاتون رو بنویسید…»

همه تو بازی افتادن… یه تیم گفت باید یه بک‌آپ آفلاین از اطلاعات مهم و فرآیندها داشته باشیم. یکی گفت جلسات حیاتی‌مون باید نسخه کاغذی پشتیبان داشته باشه. یکی پیشنهاد داد سرور بک‌آپ داخلی با UPS بخریم. و از همه عجیب‌تر، اون کارآموز ساکت، یه ایده زد که کل تیم فنی ازش عکس گرفتن!

تو همون نیم ساعت بی‌برق، هیچ‌کس سرش تو گوشی نبود. هیچ‌کس پنهون پشت مانیتور نبود. همه واقعی بودن، زنده بودن، درگیر بودن.

واسه اولین بار بعد از مدت‌ها، واقعاً «با هم» کار کردیم. بدون ابزار، ولی با اعتماد. بدون برق، ولی با نور ذهن!

ساعت ۱۱:۰۰ برق برگشت. مودم سبز شد. لپ‌تاپا بیدار شدن. مدیر شرکت که تازه رسیده بود، یه نگاهی انداخت و گفت: ـ «وای، حیف شد برق نبود… وقت همه تلف شد!»

یه سکوت کوتاه بینمون افتاد… بعد اون بچه چراغ‌قوه‌دار آروم گفت: «ما برقو از دست دادیم، ولی یه چیز مهم‌تر رو به دست آوردیم… با هم بودن، بدون وابستگی!»

با دیدن این جمله یاد آقاجون افتادم که همیشه می‌گفت:

حتی توی تاریک‌ترین شرایط هم می‌شه از نور آدم‌ها استفاده کنید.

حالا تو بگو:

اگه برق محل کارت یهو بره، فقط سیستم می‌خوابه؟ یا فکرِ تیم هم خاموش می‌شه؟

به نظر شما این قصه درباره چه بود؟ لایه زیرین را ببینید لایه زیرین تاب‌آوری تیمی Team resilience

گفت‌وگو

شما در سازمان‌تان با این موضوع چه تجربه‌ای داشته‌اید؟

نخستین دیدگاه را شما بنویسید

نام افراد و اطلاعات محرمانه سازمان را ننویسید. ایمیل شما منتشر نمی‌شود.

یادداشت‌های دیگر قصه‌های آقاجون

همه